تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
.........؟ ( )
فقط جوان ها بخوانند

 

این سه قسمت را به دقت مطالعه کنید

قسمت اول :احادیثی درباره ارزش جوانی

1- هر جوانی که درس دین یاد بگیرد  شیطان بر وی بانگ برآرد که

وای بر او دین خود را از دستبرد من محفوظ داشت

2- برتری جوان عابدی که در کمی سنش بندگی ورزد  بر پیری که پس از سالمندی رو به بندگی آرد همچون برتری پیامبران بردیگر مردم است

3- براستی که خداوند بر جوان عبادت پیشه

بر فرشتگان خود می بالد و می فرماید :

به بنده ام بنگرید به خاطر من از خواهش نفسش دست کشیده است

4- پیامبر فرمودند:بهترین فرد امت من کسی است که جوانی خود را در اطاعت خدا گذراند و نفس خود را از خوشی های دنیا باز دارد و به آخرت دل بندد

همانا پاداش خداوند به او بالاترین درجات بهشت است

5- اگر جوانی از جوانان شیعه را نزد من بیاورند که به مسائل دین و زندگی آشنا نباشد او را تادیب و تنبیه خواهم کرد (تا به دنبال تحصیل مسائل برود)

6- در روز قیامت بنده قدم از جای برنمی دارد تا آنگاه

 که از او چهار چیز سوال شود:

عمرش را در چه راهی صرف کرده

جوانیش در چه راهی به سر آمده

مالش را از کجا به دست آورده و درچه راهی خرج کرده

و نیز از دوستی ما اهل خاندان

(براستی به چند تا از این سوالات می توانیم جواب دهیم ؟)

قسمت دوم:دوره آخر الزمان

از معجزات دین اسلام این است که خبر از آینده جهان می دهد و مهم ترین خبر آن که  زمان تاویل آن درعصر ما است این است که پیامبر و ائمه معصومین خبری از علائم آخر الزمان را در 1400 سال پیش داده اند و ما در این دوره شاهد

به وقوع پیوستن آن هستیم .(اگر چشم هایمان را باز کنیم)

 

پیامبر در کلامی نورانی فرمودند :

"در دوره آخر الزمان

 تنها هم و غم مردان شکمشان و

شرف آنها تجملات زندگیشان و

قبله آنها زنهایشان می گردد و

روابط نامشروع زیاد می گردد و

انسان به پدر ومادرش جفا می کند ولی

 با دوستانش از راه وفا و صفا وارد می شود و

گناهان علنی می شود و

محرمات الهی سبک شمرده می شود و

مردم به انجام منکرات تظاهر می کنند و

اموال فراوان برای غنا و موسیقی خرج می کنند و

امت من نماز را ضایع می کنند و

از شهوات پیروی می کنند و

مرد ها خود را شبیه به زنان می کنند و

زن ها خود راشبیه به مردان می کنند و

زنها جامه مردان می پوشند و

پوشش حیا از زنان گرفته می شود و

قرآن را طبق خواسته های خود توجیه می کنند و

آئین خدا را با آرا خود تفسیر و تحلیل می کنند و

آنرا با نی و با لحن غنا می خوانند

بدون اینکه هنگام تلاوت با خوف از خدا همراه باشد

(کتاب روزگار رهائی)

 

امیر المومنان نیز فرمودند :

در آن زمان عفاف و خویشتن داری از جامعه رخت بر می بندد و

شیطان بر همگان چیره می شود و

زنان فرمانروائی می کنند و

حوادث جانکاه و کمر شکنی روی می دهد و

مرد ها با مرد ها در می آمیزند و زنان با یکدیگر و

مرد را بخاطر پوشیده نگه داشتن همسرش سرزنش می کنند و

آلات لهو و لعب در رهگذر مردم آشکارا به کار گرفته می شود و

مردم عبور می کنند و کسی جرات نمی کند از آن جلوگیری کند

(کتاب روزگار رهائی)

قسمت سوم : پایداری در دین

1-      کسی که در دوران غیبت در اعتقادات دینش ثابت بماند خدا اجر هزار شهید را به او می دهد

2-      امام باقر (ع) فرمودند:کسی که در دوران غیبت بر ایمان و ولایت ما اهل بیت عصمت و طهارت پابرجا و ثابت بماند خداوند پاداش و ثواب هزار شهید از شهدای جنگ بدر و حنین به او عطا می فرماید

3-      امیر المومنین (ع) فرمودند: آنکه منتظر فرج ماست همچون کسی است که در راه خدا در خون تپیده است

4-      امام سجاد(ع) فرمودند: منتظران ظهور امام مهدی (عج)

برترین مردم هر زمانند

5-      امام صادق (ع) فرمودند: آنکه به ما ایمان داردو سخن ما را تصدیق کند و منتظر  امر(فرج) ما باشد مانند کسی است که در زیر پرچم قائم به شهادت برسد و در جای دیگر فرمودند مانند کسی است که در رکاب پیامبر خدا شمشیر کشیده است و از ایشان دفاع می کند

از این سه بخش نتیجه می گیریم

پایداری در دین در این دوره زمانه (دوره آخر الزمان) آن هم در دوران جوانی خیلی سخت است چون دوره اوج قدرت شیطان است و همه اش به این دلیل است که

شیطان وسایل زیادی برای انحراف انسان دارد مثل

 

فیلم های مبتذل (و جدیدا برخی دوربین مخفی ها که از ما دختر ها می گیرند)

عکس های تحریک کننده (که عامل اصلی آن نیز برخی از ما دخترانیم)

زنان آرایش کرده و تحریک کننده مردان (که باز هم عاملش مائیم)

شوهای مد لباس (که باز هم از زنان می گیرند )

شو ها و موسیقی های حرام و  مبتذل (که برخی از ماها در آن بی تاثیر نیستیم)

 

(به خاطر همین هاست که پیامبر فرمود: در شب معراج به کنار در جهنم رفتم و اکثر جهنمیان را زنان و دختران دیدم )

 

خلاصه اینکه اگر انسان در دوران غیبت و آن هم در دوران جوانی

و الالخصوص در این دوره آخر الزمان قدرت این را داشته باشد که در ایمان خود پایدار بماند و خود را از وسوسه های شیطان نجات دهد چه ارزش فوق العاده ای دارد که پیامبر فرموده اینان برادران من

 (کنایه از نزدیک بودن به پیامبر)

هستند که من مشتاق دیدارشان هستم .

پس ما

نباید به خاطر متلک گفتن یک عده آدم فریب خورده

حجاب خود را ترک کنیم و

نباید به خاطر مسخره کردن مردم غیرت خود را کنار بگذاریم

 

پس بیائیم تا جوانیم  قدر این دوران بدانیم

 

 

حتما نظر بدین


+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/29ساعت 16:14 توسط آرتمیس |

آیا عاشق مادرت هستی؟!! ( )

١. وقتى يکساله بوديد، او شما را حمام می‌برد و تميز می‌کرد. قدردانى شما از او اين بود که تمام شب‌ها تا صبح گريه می‌کرديد.

٢. وقتى دوساله بوديد، او به شما راه رفتن آموخت. قدردانى شما از او اين بود که هر وقت صدايتان می‌کرد فرار می‌کرديد.

٣. وقتى سه‌ساله بوديد، او تمام غذاهاى شما را با عشق و علاقه آماده می‌کرد. قدردانى شما از او اين بود که ظرف غذايتان را روى زمين می‌انداختيد و همه جا را کثيف می‌کرديد.

٤. وقتى چهارساله بوديد، او به دست شما چندمداد رنگى داد. قدردانى شما از او اين بود که روى ديوارهاى اتاق و ميزغذاخورى خط می‌کشيديد.

 ٥. وقتى پنج‌ساله بوديد، او لباس‌هاى قشنگ به تن شما می‌پوشاند. قدردانى شما از او اين بود که خود را در نزديکترين خاک و گِلى که پيدا می‌کرديد می‌انداختيد.

٦. وقتى شش ساله بوديد، او براى شما يک توپ خريد. قدردانى شما از او اين بود که آن را به شيشه همسايه ‌کوبيديد.

٧. وقتى هفت ساله بوديد، او شما را به مدرسه برد. قدردانى شما از او اين بود که داد می‌زديد:«من نميام! من نميام!»

٨. وقتى هشت ساله بوديد، او به دست شما يک بستنى داد. قدردانى شما از او اين بود که آن را روى لباس خود ريختيد.

٩. وقتى نه ساله بوديد، او شما را به کلاس آموزش موسيقى فرستاد. قدردانى شما از او اين بود هيچگاه تمرين نمی‌کرديد.

 ١٠. وقتى ده ساله بوديد، او با ماشين شما را همه جا می‌رساند، از استاديوم ورزشى تا مدرسه تا جشن تولد دوستتان تا ... قدردانى شما از او اين بود که از ماشين پياده می‌شديد و پشت سرتان را نگاه هم نمی‌کرديد.

 ١١. وقتى يازده ساله بوديد، او شما و دوستتان را به سينما می‌برد. قدردانى شما از او اين بود که از او می‌خواستيد در رديف جداگانه بنشيند.

 ١٢. وقتى دوازده ساله بوديد، او به شما هشدار می‌داد که بعضى فيلم‌ها يا برنامه‌هاى تلويزيون را تماشا نکنيد. قدردانى شما از او اين بود که صبر می‌کرديد تا او از خانه بيرون رود.

 ١٣. وقتى سيزده ساله بوديد، او به شما پيشنهاد می‌کرد که موى سرتان را اصلاح کنيد. قدردانى شما از او اين بود که به او می‌گفتيد از مُد چيزى نمی‌فهمد.

١٤. وقتى چهارده‌ساله بوديد، او هزينه سفر يکماهه شما را در تعطيلات تابستان پرداخت کرد. قدردانى شما از او اين بود که حتى يک نامه هم برايش ننوشتيد.

 ١٥. وقتى پانزده ساله بوديد، او از سرکار به خانه بازمی‌گشت و در انتظار استقبال شما بود. قدردانى شما از او اين بود که در اتاقتان را قفل می‌کرديد.

١٦. وقتى شانزده ساله بوديد، او منتظر يک تلفن مهم بود. قدردانى شما از او اين بود که مدتى طولانى تلفن را اشغال نگهداشته بوديد و با دوستتان حرف می‌زديد.

 ١٧. وقتى هفده ساله بوديد، او در جشن فارغ‌التحصيلى دبيرستان شما گريه کرد. قدردانى شما از او اين بود که به او توجهى نکرديد و تمام شب را با دوستانتان گذرانديد.

 ١٨. وقتى هجده ساله بوديد، او به شما رانندگى ياد داد و اجازه داد ماشينش را برانيد. قدردانى شما از او اين بود که هر وقت فرصت پيدا می‌کرديد کليد ماشينش را يواشکى بر می‌داشتيد و می‌رفتيد.

 ١٩. وقتى نوزده ساله بوديد، او هزينه‌هاى دانشگاه شما را می‌پرداخت، شما را با ماشين به دانشگاه می‌رساند، کيف شما را حمل می‌کرد. قدردانى شما از او اين بود که ٥٠ متر مانده به دانشگاه از ماشين پياده می‌شديد و با او خداحافظى می‌کرديد تا جلوى دوستانتان خجالت نکشيد.

 ٢٠. وقتى بيست‌ساله بوديد، او از شما درباره دوستانتان سوال می‌کرد. قدردانى شما از او اين بود که به او می‌گفتيد «به تو مربوط نيست».

 ٢١. وقتى بيست‌ويک ساله بوديد، او به شما شغل‌هايى را براى آينده‌تان پيشنهاد می‌کرد. قدردانى شما از او اين بود که به او می‌گفتيد: «من نمی‌خواهم مثل تو بشم.»

٢٢. وقتى بيست‌ودوساله بوديد، او براى فارغ‌التحصيلى شما از دانشگاه يک مهمانى ترتيب داد. قدردانى شما از او اين بود که از او خواستيد شما را به مسافرت يک ماهه خارج از کشور بفرستد.

 ٢٣. وقتى بيست‌وسه‌ساله بوديد، او براى آپارتمان شما يک دست مبل خريد. قدردانى شما از او اين بود که به دوستانتان می‌گفتيد چقدر اين مبلمان زشت است.

٢٤. وقتى بيست‌‌وچهارساله بوديد، او با نامزد شما ملاقات کرد و از شما درباره برنامه آينده‌تان سوال کرد. قدردانى شما از او اين بود که با صداى بلند داد زديد: «مادر، خواهش می‌کنم!»

٢٥. وقتى بيست‌وپنج ساله بوديد، او به هزينه‌هاى عروسى شما کمک کرد، در مراسم عروسی‌تان گريه کرد و به شما گفت که عميقاً عاشق شماست. قدردانى شما از او اين بود که به يک شهر ديگر نقل مکان کرديد.

 ٢٦. وقتى سی‌ساله بوديد، او به شما در مورد تربيت بچه‌تان نصيحت کرد. قدردانى شما از او اين بود که به او گفتيد «زمانه ديگر عوض شده است.»

٢٧. وقتى چهل ساله بوديد، او به شما تلفن کرد و روز تولّد يکى از نزديکان را يادآورى نمود. قدردانى شما از او اين بود که به او گفتيد «من الان خيلى سرم شلوغ است.»

٢٨. وقتى پنجاه ساله بوديد، او بيمار شد و به مراقبت شما نياز داشت. قدردانى شما از او اين بود که او را به خانه سالمندان فرستاديد.

 ٢٩. و ناگاه، يکروز او به آرامى از دنيا رفت و تمام کارهايى که می‌توانستيد بکنيد و نکرده بوديد مثل صاعقه به قلب شما فرود آمد.


اگر او هنوز در کنار شماست، هرگز فراموش نکنيد که او را بيشتر از هميشه عاشقانه دوست بداريد. و اگر نيست، عشق بی‌قيد و شرط او را به ياد آوريد


+ نوشته شده در چهارشنبه 1386/12/29ساعت 15:56 توسط آرتمیس |

راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!؟ ( )
دهقان فداکارپيرشده، چوپان دروغگو عزيزشده، شنگول و منگول گرگ شدن، کوکب حوصلهء مهمون رو نداره، کبرا تصميم گرفته دماغشو عمل کنه، روبا و کلاغ دستشون توي يک کاسه است، حسنک گوسفنداشو ول کرده وتوي يک شرکت آبدارچي شده، آرش کمانگيرمعتاد شده، شيرين،خسرو و فرهادو پيچونده و با دوست پسرش رفته اسکي، رستم و اسفندياراسباشونو فروختن و باموتور ميرن کيف قاپي! راستي سر ما ايرانيها چه آمده!!!!!!!!!!!؟
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28ساعت 19:9 توسط آرتمیس |

چندحرف خوکشل ( )
شکسپير ميگه : زندگي حواسشو جمع ميکنه ببينه تو چي دوست داري ،، تا دقيقا همونو ازت بگيره


آدم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند: اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره


نوروز یعنی هیچ زمستانی ماندنی نیست اگر چه کوتاهترین شبش یلدا باشد


پیام نوروز این است.دوست داشته باشید و زندگی کنید.زمان همیشه از ان شما نیست


سال 7030 میترایی آریایی، 3746 زرتشتی، 2567 پارسی و 1387 خورشیدی. اگرچه پیامبر 1387سال پیش هجرت کردند, ولی سرزمین آریایی من 5645 سال پیش از آن نوروز را جشن می گرفت و 2361 سال پیش از آن مردمان این دیار، خدای را ستایش می کردند و کوروش 1182 سال پیش از آن دوستی را در جهان گسترانید پیشینه سرزمین من بسی بیشتر از 1387 سال می باشد. بر سرزمین خود ببالید
+ نوشته شده در سه شنبه 1386/12/28ساعت 18:59 توسط آرتمیس |

عکسسسسسسسسسسسس ( )
ب

فعلا همین دو تا بسه


+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/27ساعت 22:57 توسط آرتمیس |

The Spread of The Seven "S"'s ( )

The Spread of The Seven "S"'s

(sofre-ye haft sin) 


Sabzeh or sprouts, usually wheat or lentil representing rebirth

 

Samanu is a pudding in which common wheat sprouts are transformed
and given new life as a sweet, creamy pudding and represents the
ultimate sophistication of Persian cooking

 

Sib means apple and represents health and beauty

 

Senjed the sweet, dry fruit of the Lotus tree, represents love
It has been said that when lotus tree is in full bloom,
its fragrance and its fruit make people fall in love and become oblivious to all else

 

Sir which is garlic in Persian, represents medicine

 

Somaq sumac berries, represent the color of sunrise;
with the appearance of the sun Good conquers Evil

 

Serkeh or vinegar, represents age and patience

 


+ نوشته شده در دوشنبه 1386/12/27ساعت 22:49 توسط آرتمیس |

( )
روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرنمازش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي ؟ مجنون با خنده گفت ، من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه مرا ديدي ؟
+ نوشته شده در یکشنبه 1386/12/26ساعت 19:16 توسط آرتمیس |

عکسهای خفنننننننننننن ( عکس )
    

 

     


+ نوشته شده در شنبه 1386/12/25ساعت 15:57 توسط آرتمیس |

امینممممممممممممممممممم ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )


مارشال بروس مترز سوم نام کامل امينم است.مارشال يکی از دست پرورده های فوق العاده با استعداد پيشکسوت و بزرگ رپ يعنی Dr.Dre می باشد كه از سال ۱۹۹۹ تاكنون نامش به عنوان يكی از جنجالی ترين خواننده های رپ تثبيت شده است.امينم درك كنايه آميز و الفاظ برنده خود را با مهارت باور نكردنی اش تركيب كرده و با اين كار به تخليه عقده های كودكی پر رنجش پرداخته است.


می توان گفت كه موفقيتهای امينم از زمانی كه اولين اثر انفرادی خود را ۷ سال پيش به سمع و نظر Dr.Dre رساند به يك پيروزی سراسری در سبك رپ بدل شد.بحث و جدلی كه بر سر اشعار وی سر گرفته بهترين تبليغی است كه يك موزيسين می تواند برای آثارش ترتيب بدهد.ضمن اينكه او اولين رپ خوان سفيد پوست هم به شمار می آيد و اين در حالی است كه بسياری از رپ خوانهای سياه پوستی كه هوش و ذكاوتی بيشتر از او نداشتند حتی حاظر نبودند كه برای او جايگاهی قائل شوند.
و اين موضوع در اوايل فعاليت برای او تنش های بسياری ايجاد كرده بود تا جايی كه استعدادهايش هميشه تحت شعاع شخصيت رسانه ايش قرار گرفته است.شخصيتی كه مخلوطی از يك نابغه درگير سو ء تفاهمات و يك انسان شورشی است.هر كدام از اينها در جايگاه خود می تواند درست باشد ولی اگر از نگاهی ديگر بررسی كنيم امينم يك تاثير انكار ناشدنی و عظيم بر هواداران سبك رپ كه تماماً از سياهان تشكيل شده گذاشته است

بعد از مدتی مبارزات با رپ خوانهای سياه پوست و بردن از اکثر آنها چنان جنبه عامه پسندی انتخاب کرد که مردم می خواستند نام او را برای خودشان انتخاب کنند.ولی به يکباره عمويش که Ronnie نام داشت خود کشی کرد و اين کار انگيزه ای شد برای خروج موقتش از دنيای رپ.ولی مدتی بعد بازگشت و دريافت که چند رپ خوان ديگر از او برای تشکيل يک گروه دعوت کرده اند.همين موضوع باعث شد که او در سال ۱۹۹۵ اولين ريکورد تک آهنگی منتشر شود.
يک خواننده رپ به نام Proof که در طرف دوم يک تک آهنگ با او همکاری کرده بود چنان از کارش لذت برده بود که از او برای پيوستن به گروهش که D12 نام داشت دعوت کرد.گروهی شش نفره که هر کدام از اعضای آن حتی در اجراهای انفرادی هم به هم کمک می کردند.هر چند اولين آلبوم امينم به نام (Infinite)=(لايتناهی) روال يکنواخت هنری اش را شکست اما با اندک نقدهای خوبی روبرو شد.او در بسياری از پيامهايی را که می خواست به صورت مثبت ارائه کند در قالب اسليم شيدی (Slim Shady) يا لاغر مرموز روانه بازار کرد.يک شخصيت ساختگی مغرور اما اصلاح شده که از بيان هيچ احساسی هراس ندارد.امينم به تدريج احساسات محرمانه و درونی اش را در کارهايش وارد کرد.مثلا مادرش را در ترانه ها متهم کرد که آسيبهای روحی و روانی بسياری به او و برادر کوچکترش وارد آورده است.
وقتی آلبوم The Real SlimShady EP وحشيانه را منتشر ساخت بازار موسيقی با کاری ر روح اما متوسط،شاد و تفکر برانگيز روبرو شد و در روند کاری و نوشتاری او از همين درونمايه شکل گرفت.
اين ريکورد در جريان موسيقی زير زمينی اثر زيادی گداشت و نه تنها شيوه صدای تو دماغی خواننده بلکه رنگ پوستش او را به جنجالی باور نکردنی تبديل کرد.اگر چه امينم در آن مسابقه سال ۱۹۹۷ در لس آنجلس رتبه دوم را در شيوه خواندن بدست آورد آما باعث شد که استعدادهايش توسط Dr.Dre که به پدر رپ زير زمينی معروف است شناخته شود.

امکانات اجرا و ضبط نوار بعدی او تا دو ماه بعد ميسر نشد.او پی از آن کاری برای Dre فرستاده بود و دره هم مشتاقانه با او تماس گرفت و در روز ملاقات Dre به خاطر رنگ پوست امينم عقب نشينی کرد و بيش از هنر او از سفيدی پوستش غافلگير شد.
اما ظرف فقط يک ساعت به چنان تفاهمی رسيدند که شروع به ضبط ترانه My Name Is کردند که در پاييز ۱۹۹۸ امينم با يکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد و در آن زمان با (Kid Rock) در «شيطان بدون دليل» شرکت کرد تا سرو صدای پيرامونش را بيش از پيش بلند کند.
The Real Slim Shady LP آلبومی با فروش عالی در اوايل سال ۱۹۹۹ بود که با موفقيت تک آهنگ My Name Is همراه شد و اين روند با مقبوليت ترانه Guilty Consience يا عذاب وجدان در سال بعد و در يافت جايزه Plantium برای امينم ادامه يافت.
پس از اين نمايش گسترده جنجالی بزرگ بر سر محتوای اين آلبوم برپا شد.برخی منتقدين نقدهای خشونت آميز و کارتونی برای آن نوشتند.در حالی که بسياری ستايشش کردند و آن را حرکت بر روی لبه تيغ همراه با طنزی سورئال ناميدند.
آلبوم The Marshall Matters LP در تابستان ۲۰۰۰ منتشر شد و با فروش نزديک به ۱ ميليون کپی در هفته اول انتشار آماری عجيبی را رقم زد به طوری که سريعترين فروش رپ در آن دوران لقب گرفت.با همه جنجالها آلبوم وی در صدر جداول ايستاد ولی اشعار تحريک آميز وی مثل «Kim» باعث شد تا زندگی مشترکش پايان بگيرد.امينم در جشن سالانه گرمي٬آلبومش نامزد چندين جايزه شد و منتقدان وی که او را با التون جان در يک اجرای دو نفره در مراسم مشاهده کردند ناچار به سکوت شدند.
در سال ۲۰۰۱ او همراه با چند تن از دوستان قديمی ديترويتی دوباره D12 را تشکيل دادند و آلبومی را روانه بازار کردند.در اواخر سال ۲۰۰۱ نيز او ا به جلوی دوربين گذاشت و در فيلم 8mile سينما را آزمود.
فيلمی با برداشتی ضعيف از زندگی خودش به کارگردانی هوادار غير قابل تصورش يعنی کرتيس هانسون.
آلبوم بعدی وی يعنی The Eminem Show بحث و جدل های اندکی آفريد ولی فروشی اعجاز آميز داشت که بهترين فروش را در دوران زندگی اش داشت.مخصوصا ترانه های I'm A Soldier٬Cleaning Out My Closet٬Superman٬Sing For The Moment و Without Me مه مورد توجه بسياری قرار گرفت.

حال چه می کند :

سپتامبر 2003:کار بر روی چهارمین آلبوم بلند.

نوامبر2004:البوم چهارم"تکرار"

اگوست2005:اعلام این مسئله که برای مدتی کوتاه به خاطر خانواده اش کار نخواهد کرد.

دسامبر2005:البوم جدید او که مجموعه ای از بهترین کارهای قبلی اوست وسه اهنگ جدید نیز در ان وجود دارد. "Curtain Call: The Hits" كه در سايت براي دانلود موجود است كاربران علاقه مند به امينم مي توانند آلبوم كامل را دانلود كنند.

سپتامبر 2006:جدید ترین آلبوم او ملقب به  The Re-Up که توسط شرکت ضبط موسیقی خودش Shady Records تهیه می شود.


+ نوشته شده در شنبه 1386/12/25ساعت 15:36 توسط آرتمیس |

؟ ( )
برخی به پدیده ها آنچنان که هستند می نگرند و می پرسند:

چرا؟

من به پدیده هایی که هرگز نبوده اند میاندیشم و می پرسم :

چرا نه ؟

 


+ نوشته شده در شنبه 1386/12/25ساعت 15:5 توسط آرتمیس |

salam doostan ( )
salam doostan.aval az hame pish pish sale no tabrik dovom inke omidvaram sale khoobi ro shoroo konin ke ta akhar khob basheo mese sale man nabashe ke jedan eftezah shoro mishe. sevom inke ba neveshtane nazaratetoon be man baraye behtar shodane weblogam komak konin. 

tnx a lot

 


+ نوشته شده در شنبه 1386/12/25ساعت 14:33 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين