تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
بدون شرح.....! ( )
   

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 23:14 توسط آرتمیس |

چندتا عکس قاطی پاتی ( عکس )
   

بقیه عکس ها در ادامه ی مطلب



ادامه مطلب

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/04/13ساعت 14:53 توسط آرتمیس |

یه عکس از 3تا سر خوش ( عکس )


+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 22:13 توسط آرتمیس |

بیوگرافی رضاپیشرو ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )
رضا ناصری(البته من شنیده بودم نظری) متولد سال 64 (( البته خیلها مگن متولد 68 هست و بخاطر … سنش 64 میزنه.
ولی ما به اکثر توجه میکنیم بی خیال… )) معروف به رضا پیشرو از سال ۸۰ شروع به رپ کردن با لقب رضا 3pac کرد
.

رضا تو ۲ سالگی مادرش با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.

رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیشو علی داداش کوچترش تو هفت حوض نارمک زندگی میکردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون سال ۷۶ از دنیا میره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد منتقل کنه.
سال بعدش به خاطر فوت پدر خونه رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار
.
سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسو ول میکنه و میره کلاس های آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه
.
رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد ومیره دنبال کسایی که دارن اینکارارو میکنن ( اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد …) اول رضا میره که با شایان و هژیر اینا دوست بشه و بتونه شاید با این کارا خودشم یه آهنگی بده که شایان و هژیر قبول نمیکنن و رضا یه بار که ابلیس و بچه هاشون اومده بودن تهران گیرشون میاره و پاپیج میشه که منم میخواستم رپ خون بشم
.
در هر صورت یه ترک با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف با ابلیس مشترکا بیرون میدن

سال ۸۱ رضا کنار میزنه از رپ و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه و شروع به کار جدی کردن میکنه
.
سال ۸۳ یه ۶ تا ترک با آهنگهای دزدی و تکست و شعر های خیلی ضعیف که اکثرش فقط فحش و شاخ بازی بود بین دوستاش پخش میکنه

 سال ۸۴ که آلبوم امزیپر بیرون میاد و زدبازی هم تازه گل کرده بود و هیچکسم آهنگای بهتری خونده بود رضا موضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن شعرهای بهتر و قوی میکنه بعد از چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه و چند تا آهنگ رو ریتم و بیت دزدی ولی با شعرهای بهتر و برای اولین بار تو استادیو میخونه.ولی جایی پخش نمیکنه.
آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه و اول اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از ۴ هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و داره یه تغییراتی تو کاراش میده با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه
.
تمام فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و وضبط کاراش کار میکنه و آلبومی ۱۰ ترک به نام واقعیت به بیرون میده که توش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره
.
قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغیر میکنه و ۱۴ ترک میشه که سروش . تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای این آلبوم معرفی میکنه که ۱ ترک از تیغه و ۳ ترک دیگه با حضور رضا و دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبوم بیرون میاد و کامل تو سطح تهران پخش میشه.ولی رضا اسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام ترک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده
.
بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهای زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ ترک ۰۲۱ شد که ۱۵ ترک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هم همین بود.


 


+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 21:49 توسط آرتمیس |

هوممممممم ( )

سلام...من دیگه چرت و پرت نمینویسم...با اینکه هنوزم خیلی ها غیر قابل تحمل هستن...اما باید خودم یه جوری تحملشون کنم...البته فعلا که موضوعی برای نوشتن ندارم...اما اگه کسی دوست داشت میتونه موضوع قابل بحثی رو مطرح کنه...منم که دست به نوشتنم خوووووووب(به به...به به) دیگه اینکه یکی یه چیزی بگه...فعلا باااای


+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 21:32 توسط آرتمیس |

اغازی جدید ( خاطرات من )
سلام دوستان...من بازم دارم مینویسم...اما این بار با اندیشه هایی متفاوت...هرچند که هنوزم سر عقاید خودم هستم...اما میخوام دردهای گذشته ام رو فراموش کنم..واز امروز به بعد زندگی متفاوتی رو شروع میکنم...من به این نتیجه رسیدم که گذشته ها گذشته..اگه قرار باشه دائم به فکر گذشته باشم و به یاد اونهایی که رفتن اشک بریزم...زندگی خودم داغون میشه و به هیچ جایی نمیرسم...اما الان ازتون یه خواهش دارم و اونم اینه که برام دعا کنین تا در همین حالت باشم...بای
+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:51 توسط آرتمیس |

بیوگرافی کامران و هومن ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )

کامران وهومن جعفری دو برادر که درتهران (گیشا) به دنیا اومدن که البته یه خواهرهم دارن به اسم کتایون که از

هر دوشون کوچکتر واز نظرقیافه خیلی شبیه هومنه خوب کامران متولد۲۵نوامبر۱۹۷۸ وهومن متولد۲۳نوامبر

۱۹۸۰است همون طور که گفتم در تهران بودن تا زمانی که کامران ۱۲سالش بوده واز ایران به کانادا میرن

مدتی در مونترال بودن سپس به ونکوور میرن وهمون جا هم درس میخونن و بزرگ میشن درهمون

ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته خود کامران وهومن رامین مثل برادر بزرگشون

هردو از همون بچگی عاشق موزیک بودن وکامران چون بزرگتر بوده بعدازاتمام تحصیلات کار موزیکو

شروع میکنه ودر کانادا با گروههای مختلفی کارمیکنه طبق گفته خود کامران زمانی که یه جا برنامه داشتن

به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد و بخونه بالاخره راضی میشن که هومن بیاد

و بخونه ولی وقتی هومن و که اون زمان تازه ۱۵ سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه

بازیه؟! مدتی میگذره و هومن هم درسشو درزمینه موسیقی بخصوص پیانوادامه میده در این زمان کامران با

گروهی بنام پرواز با دو نفر دیگه که الان هرکدوم از هنرمندای محبوب ومشهورما هستن به نام فریدون

وهنگامه کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و

هومن و به کلی تغییر میده داستان اینطور شروع میشه که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره

موسس کروه بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران وعشقش

وبه موسیقی میبینه میگه باید تموم کارهات وببینم وبه این ترتیب کامران تصمیم میگیره که موزیک ایران

را که با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو در بیاره سپس کامران وهنگامه وفریدون موزیک

ویدئو زیبای ایران ومیسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: "در این موزیک

ویدئو بچه هایی با لباس سفید درحال دویدن هستن وچون هومن هم که اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده

که اونم با اون بچه ها بدوئ ولی وقتی کارگردان دستئور حرکت میده هومن میگه من نمیام من نمیتونم همه

تعجب میکنن ولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن که همه بچه ها تا کمر هومن هستن یعنی هومن قدش از

همشون بلدتربوده."خلاصه شهبال از این ویدئویی خوشش میادو بهشون میگه باید کارشون وبصورت زنده

ببینه بالاخره شهبال میره خونه کامران وهومن،رامین زمانی هم اونجا بوده وبا هم میرن تو اتاق هومن

رامین با گیتارش آهنگ نرو و میزنه وکامران میخونه٬ هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من

که اصلا نمیدونستم جی باید بگم کامران با خنده میگه : " هی میرفت و هی میومد و میگفت

سلام فکر کنم تا وقتی که شهبال خونمون بود هومن ۲۰با ر بهش سلام کرد"هر دوشون غش کردن از

خنده.خلاصه شهبال از این دو داداش گل خوشش میاد واونا روبه گروه جاودانه بلک کتس دعوت میکنه وبه

این ترتیب کامران وهومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.آهنگی که قرار شد برای اولین

آلبومشون بخونن آهنگ سوگند ساخته آقای رامین زمانی بوداین اولین باری بود برای هومن که میخواست

بره تو استدیو وبخونه احساس هومن ودر اون زمان از زبون خودش میشنویم:"من خیلی ناراحت و عصبی

بودم وهمش به کامران میگفتم این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش

کنم یا نه!بعد دیگه با کامران خیلی تمرین کردم" کامران در ادامه میگه:"هومن جان جای تعریف نباشه

عالی بودخیلی خوب از پسش بر اومدی"بعد با خنده میکه:"داداش گلمه بهش افتخار میکنم" ...

کامران وهومن چه جور آدم هایی هستن؟!

کامران وهومن خیلی همدیگرو دوست دارن هومن به عنوان برادر کوچکتر همیشه احترام کامران رو نگه

میداره و کامران هم به عنوان برادر بزرگتر خیلی هوای داداش کوچکتر از خودش رو داره و در تمامی

زمینه ها حمایتش می کنه کامران از دختری خوشش میاد که اولن ایرانی باشه چون به گفته خودش من

عاشق دخترهای ایرانی هستم و دختری باشه که توی اجتماع رفت و آمد کنه یک ذره هم شیطون باشه .

هومن هم از دختری خوشش مییاد که از عشق نترسه و بدونه که هنرمند بودن کاره سختیه.

کامران با خنده میگه : "یعنی درکش کنه" هومن هم میخنده و میگه :" آره

یعنی درکم کن . هومن از تمام غذا ها فسنجون و همبرگر و کامران قرمه سبزی را دوست داره

و در آخر اضافه کنم جریان ورود کتی به ویدئویی اون با من از این قرار بود : که کتی با کامران و هومن

میره برای ضبط ویدئو و کارگردان که کانادایی بوده به کامران و هومن میگه باید توی این ویدئویی چند تا

دختر هم باشن که برقصن چون میگه سینیوریتا و حدود۰ ۳-۲۰ تا دختر بودن که میرقصن و کتی هم

بینشون بوده و کارگردان به همه میگه شما از تصویر خارج بشین فقط تو بمون (یعنی کتی) میگه اسمت

چیه اون هم میگه کتی کارگردان نمیدونسته که خواهر کامران و هومنه وقتی میفهمه خیلی تعجب میکنه

بهش میگه یه بار دیگه برقص وقتی کتی خودش تنهایی میرقصه همه خیلی خوششون میاد و پا میشن براش

دست میزنن خود کامران و هومن هم نمیدونستن که خواهرشون این قدر قشنگ میرقصه و خیلی تعجب

میکنن

 

کامران در یک نگاه

نام : كامران جعفري

تاريخ تولد 25 نوامبر1978   

محل تولد:تهران

رنگ مو : سياه

رنگ چشم: قهوه اي

محل زندگي: وودلند هيلزلوس انجلس

ملقب:كامي

حيوان مورد علاقه: ببر چيني

زبان: فارسي . ا نگليسي . فرانسوي . و تا حدودي تركي

خواندن به زبان هاي: فارسي . انگليسي . اسپانيايي . عربي . تركي . فرانسوي

ورزش هاي مورد علاقه: هاكي . فوتبال . بسكتبال

اوقات فراغت به چه كارهايي مي پردازه: نواختن پيانو. ساختن موزيك . رقص . ورزش

و مقداري از وقتش رو مي زاره كه با برادرش هومن به سينما بره

كارهاي مورد علاقه: خوانندگي . بازيگري در صحنه هاي نمايش .

كاري كه از اون نفرت داره: هر چي كه به نفسش ضرر برسونه

.

.

.


هومن در یک نگاه

نام:هومن جعفري

تاريخ تولد1980/11/23

مكان تولد : تهران

ملقب به هامي هومي

محل زندگي:وودلند هيلتز كاليفر نيا

سر گرمي هاي هومن: نواختن پيانو .

ورزش هاي مورد علاقه : فوتبال _ هاكي_بسكت بال_ كشتي

كارهاي مورد علاقه: خوانندگي_بازيگري در صحنه هاي نمايش

كاري كه از ان نفرت دارد: رنجاندن ديگران

ماشين: BMW مشكي

هنر پيشه هاي مورد علاقه: ال پاچينو_ روبرت دنيرو _ رابين وليامز _ زتا جونز

برنامه ي مرد علافه: برنامه هاي كمدي و طنز

خواننده ي مورد علاقه: مايكل جكسون _ اليكا كيس _ ماني موره

اهنگ مورد علاقه از گروه بلك كتس_ نرو _ ليلي _اي يار

رقص مود علاقه: رقص و موزيك غربي كه مخصوص مايكل جكسون است(ایول...میگم یه نسبتی باهاش دارم)

عکسهایی از کامران و هومن:

 


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:37 توسط آرتمیس |

اوف ( )

سلام....می خواستم بعد از این چند روزی که نبودم خیلی چیزا بنویسم و به قول خودم بترکونم....اما الان حوصله ندارم...یعنی موضوع خاصی هم برای نوشتن ندارم....مگر اینکه چند تا عکس بیخودی که از اینور و اونور گرفتم بذارم...لطفا پیشنهاد بدین راجع به چی بنویسم..فعلا تو جو هیچی و هیچ کی نیستم..نه موافق...نه مخالف....بی حس بی حس...اما شاید الان چند تا شعر بذارم...ولی یادتون نره موضوع بدین...پس فعلا به قول عمو پورنگ:دست علی یارتون...خدا نگهدارتون

اهااااااااای پسرای بی جنبه...باز به این حرفم گیر ندین که اگه گیر بدین بد تر از دفعه های قبلی مینویسم

بای


+ نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 21:12 توسط آرتمیس |

من بر گشتم ( )
سلام بچه ها....من برگشتم..مسافرت خیییییییییییییلی خوب بود....جاتون خالی
+ نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 14:5 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين