تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
ههههههههههمممممممممممممممممم ( خاطرات من )
هنوز نمیدونم چی میخوام؟چی باید بنویسم؟چیکار کنم؟ احمقانه است...اما دلم برای مدرسه تنگ شده.چرا؟؟؟؟؟؟

میگم...ما ۷تا دوست خیلی صمیمی بودیم...که تقریبا یک ردیف کلاس متشکل از ماها بود...بچه های مثبت و خانم و سر به زیری بودیم...که همه رو دوست داشتیم و کاری به کار هیچکی هم نداشتیم...همدیگرو خیلی دوست داشتیم...طاقت دیدن ناراحتی های هم رو نداشتیم...بعضی وقتها از دست هم ناراحت میشدیم اما بازم همدیگرو دوست داشتیم... اما امسال عوض شده...ما۷تا دوست از هم جدا میشیم...۲تا شون میرن یه دبیرستان دیگه....رشته ی ریاضی...بقیه مون تو همین دبیرستان میمونیم امااااا۲تامون تجربی هستن و ۲تای دیگه ریاضی...من و پریسا تجربی میریم....فقط یکیمون هنوز وضعش معلوم نیست

ما باهم به درو دیوار میخندیدیم اما امسال....معلوم نیست چی بشه

اما من همه ی مشکلاتم اینا نیست....اونهایی که اون قدیما با من دوست بودن....نمیدونم کجان....دلم اونارو میخواد....برای پیدا کردنشون نمیدونم چیکار کنم؟ همه ی ما از هم جداییم و من همچنان یه چیزی کم دارم...من........   فقط دعا میکنم هر جایی هستن خوب باشن....با اینکه اونا ممکنه منو فراموش کرده باشن


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/05/21ساعت 15:9 توسط آرتمیس |

( )
بچه ها....قالب جدیدم خوکشلههههههههههههههه؟
+ نوشته شده در یکشنبه 1387/05/20ساعت 15:30 توسط آرتمیس |

( )
سلام...من یه هفته مسافرت بودم و الان بر گشتم...اما یه سوال:نظرتون رو راجع به بازیگری بگین.....مر۳۰
+ نوشته شده در جمعه 1387/05/18ساعت 23:9 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين