تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
( )
به خدا معلم زیستمون خانومهههههههههههههههههههه


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/11/21ساعت 21:37 توسط آرتمیس |

روز اول هفته بازهم جالب بود.....

امروز با حال خوبی از خواب پا شدم...

به هر حال....

تو مدرسه ....زنگ اول زبانفارسی امتحون داشتیم....نمره یکامل نمیگیرم...اما بر عکس همیشه که واسه ی یه غلط فینگیلی خودمو به زمین و اسمون میزدم کااااااملا ریلکس بودم....

زنگ بعدش زیست کرکر خنده بود

یکی از بچه ها انزیم اَنیدراز کربنیک رو گفت اَنی دِِراز کربنیک.....دیگه معلم که داشت هر هر میخندید شما فک کنین ما چیکار میکردیم

باز یه جای دیگه میگه یه پرنده ی پستاندار نام ببرین....دوستم میگه دلفین...معلممون میگه نخیر( علاوه بر خفاش )مهماندار هواپیما...کلاسمون رو هوا بود....وقتی هم که میخواد کار حنجره رو توضیح بده میگه مثلا من میخوام حرف بزنم....بعدش میگه چه حرفی دوست داری؟(مراجعه شود به اهنگ کراوات رضایا)

زنگ اخره اخر هم شیمییییییییییییییییییییییییی.....معلم جان زنگ قبل 2نفر از بچه های یه کلاس دیگه رو بیرون کرده بود به خاطر نداشتن تمرین....ما هم از اونجایی که جواب 2تا تمرینو نداده بودیم بدوبدو از یکی دیگه از دوستام دفتر شیمیش رو گرفتیم و مث بچه های خوب همه رو کپی کردیم...اما شانس اوردیم معلمه به ردیف ما که رسید بیخیال شد....اگه گفتین چرا شانس اوردم؟؟؟؟؟؟؟

چون اخرین سوالیو که کپی کرده بودممممممم هنوز درس نداده بود....یعنی اگه میدید به طرز فجیعی داد میزد که من از رو یکی دیگه نوشتم

درکل روزی بود بسیاررررر جالب


+ نوشته شده در شنبه 1387/11/19ساعت 15:41 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين