تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
یکی یکی عقل هایمان را از دست میدهیم ( خاطرات من )
سلام

ما موندیم مردم اصلا به فکر 6سال قبلشون نیستن و یادشون نیست با کی دوست بودن

بی خیال

من با دست خودم رفتم دندون پزشکی که دندون عقل بکشم

کلی درد داشت و گویی عقلم از انتهای  همون دندون اومد بیرون(داد کشیدم و گریه هم کردم تازه)

حالا 5شنبه باید 2تای دیگه هم بکشم

انا الیه راجعون دیگه.....خلاصه اینکه نه به اسمون اعتمادی هست نه به زمین که هی لرزش و رانش و نشست وبرخاست میکنه ونه حتی به دندون خودتون که میگه بیا منو بکش

ولی چه زود بزرگ شدم هااااا

نه؟

دیگه کی عقلشو از دست داده؟

راستی...اونشب که دندون کشیدم با خوشحالی و با لپی ورم کرده به پریسای بخت برگشته زنگ زدم و با اب و تاب تعریف میکنم که خیییلی درد داشته...من جیغ زدم و از اینجور چیزا اخه اونم قراره 2تا دندون بکشه

بچه قالب؟(غالب؟)تهی کرد

این نخ بخیه ش هم که با من گلاویز شده

منم که هرچی اضافه بهم متصل باشه باهاش کلنجار میرم خلاصه بیکار که میشم به این بخت برگشته ور میرم

راستی من گفتم کلاس طراحی و سنتور میرم؟

این تابستون کلا زدیم به در بیخیالی...دیگه زبان هم نمیرم...میخواستم برم ولی نشد

دیگهههههه همینااااااااااا

خداحافظ تا بعد



+ نوشته شده در یکشنبه 1388/05/18ساعت 23:52 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين