تبليغاتX
وبلاگ آرتمیس
وبلاگ آرتمیس
گفتگو با شهره قمر:

شهره قمر: انعکاس را در سینما دیدم در کنار مردم اما کسی من را نمی شناخت

 

در ابتدا می خواستم یک بیوگرافی از خودتان برایمان بگویید.

من متولد اول مهر ماه 1364 هستم. اصلیتم از سمت پدری کرد است. در واقع متولد کردستان هستم، منتها شناسنامه ام صادره از تهران است. ولی خب از افتخاراتم این است که بگویم من یک کرد هستم و محل تولدم یک شهرستان در کردستان بوده است. تحصیلات آکادمیک ندارم، رشته اصلی ام حسابداری است. عاشق هنر هستم. به موزیک خیلی علاقه دارم، خودم هم می شود گفت به یک نحو موزیسین هستم، گیتار را به صورت حرفه ای می زنم، آموزش هم می دم، البته در پی تشکیل یک گروه کر هم هستم.

 

چه طور شد که بازیگر شدید؟

در واقع کار اول من، یعنی شروع فیلمبرداری من، فیلم رئیس مسعود کیمیایی بود. که من روزی برای دیدن ایشون، کلا خیلی علاقه مند بودم به اینکه برم کارگردانان به نام و مطرح را از نزدیک ببینم. کما اینکه دیدن آقای مهرجویی رفتم، دیدن آقای عباس کیارستمی رفتم، دیدن آقای بیضایی و خیلی از کارگردانان به نام. خیلی دوست داشتم از نزدیک باهاشون برخورد داشته باشم. بر حسب اتفاق یعنی روزی که من رفتم دیدن آقای کیمیایی، سکانس های تیر خوردن پولاد کیمیایی بود در فیلم در همان دفتر آقای کیمیایی، یعنی در واقع هشتاد درصد فیلمنامه تمام شده بود. که ایشان که من را دیدن، بنا به درخواست ایشان، گفتند بیایید و من نقشی را برای شما می آفرینم و شما بازی کنید و من به افتخار این پیشنهاد شان و به احترام شان که دست رد به سینه ایشان نزنم، رفتم و آن نقش را بازی کردم که در نهایت چیزی که از آن نقش ماند، در حد چند تا سکانس بود. اکثر پلان های من با آقای داریوش ارجمند در کاراکتر رئیس و با مهناز افشار، این ها درآمد، به خاطر اینکه اصلا قرار نبود من در این فیلم بازی کنم و خودم هم تمایلی نداشتم برای بازی در این فیلم. ولی خب گفتم صرفا برای اینکه دست رد به سینه استاد کیمیایی نزده باشم به خاطر همین قطعا اولین کار سینمایی ام را انعکاس معرفی می کنم. چون آنجا دیگه واقعا به زوایای شخصیتی من شناسنامه داشت و احساس کردم واقعا یک میدان است برای اینکه خودم را نشان دهم اگر توانایی است در من، واقعا احساس کردم می توانم در این فیلم و در این کار به نمایش بگذارم.

 

پس ورود تان به سینما با رفتن و دیدن کارگردان ها بوده است؟

بله.

 

آشنایتی هم داشتید که پیش شان رفتید؟

نه. من از طریق شاگردان و دوستان کارگاه آقای کیمیایی بود که رفتم. بالاخره آدم دوستان زیادی دارد که یکی شان شاگرد آقای تارخ هستند و یکی شان یک جای دیگه کار می کنند و... یکی از دوستان من، که لزومی نداره اسم شان را ببرم، باعث شدند که این ارتباط به وجود بیاید و خیلی اتفاقی بود چون دفتر آقای کیمیایی خیلی شلوغ بود و داشتن فیلمبرداری می کردن و همه می آمدن و می رفتن. من زرنگی کردم و رفتم لحظه ای خودشان در اتاق استراحت می کردن، در زدم رفتم داخل و با ایشان صحبت کردم. به گفته آقای کیمیایی من باید یک پدیده بشم و آقای کیمیایی گفتن به لحاظ چهره خاص تون، صدای خاص تون و فیزیکی که دارید مطمئنا شما یک سوپر استار می شوید. حالا ببینیم حرف شان تا چه حدی صحت داره.(با خنده)

 

اگر کسی از شما بپرسد که چگونه باید بازیگر شد و چگونه باید جلو رفت چه جوابی به او می دهید؟

من نمی توانم قضاوت کنم و یا توصیه ای بکنم. برای اینکه ورود من به سینما خیلی اتفاقی اتفاق افتاد. من نه دوره کلاس خاصی دیده بودم و نه تحصیلات آکادمیک داشتم. البته الان دارم به شدت روی بیانم کار می کنم. الان یک سری دوره های آموزشی فشرده، تا قبل از شروع فیلمبرداری کار جدیدم، را با یکی از تئاتریست های خیلی خیلی معتبر شروع کردم. تقریبا می شه گفت استاد خصوصی گرفتم که روی بیانم با من کار کنن. می خواهم اگر نقش کاملا متفاوت است، من هم بازی متفاوت تری داشته باشم. کسانی هستند که می روند زحمت می کشند، درس می خوانند و با تحصیلات آکادمیک وارد این حرفه می شوند. کسانی هستند که خیلی اتفاقی، مثل خیلی از بازیگران ما، وارد این عرصه شده اند. می توانم بگویم که ورود من هم کاملا اتفاقی بود. کما اینکه خودم خیلی علاقه داشتم به بازیگری. برای اینکه من در دوران دبیرستان و دانشجویی ام، کاملا علاقه مند بودم و گروه تئاتر را به عنوان سرگروه هدایت می کردم. از بچه گی هم مقلد صدای خانواده بودم، هر کی می آمد خانه ما و می رفت، من باید اداء آن را درمی آوردم. دلقک شده بودم. این حس و پتانسیل از بچه گی در من بود. من احساس می کردم این کاریزما را دارم که بتوانم بروم و روی آن سرمایه گذاری کنم.

 

نظر تان درباره بازی خودتان در انعکاس چه است؟

من بعد از اینکه بازی خودم را در انعکاس دیدم، به عنوان کار اول و کار حرفه ای جلوی دوربین، نمی گم خیلی بد بود، خب برای کار اول بازی ام خیلی نقات ضعف داشت. الان که بازی ام را می بینم، فکر می کنم شاید می توانستم بهتر از این باشم.به هر حال تجربه اول دیگه، انتظار بیشتر از من نباید داشته باشید.

 

آیا شنیده بودید در فیلم انعکاس گریمتان باعث شباهت چهره تان با خانم پرستو گلستانی شده بود؟

جدا؟ نشنیده بودم. البته می شنیدم که این اصلا تو نیستی. خب این کاملا یک خانم مشکی بود، ولی من تقریبا بورهستم و آن نقش از خودم چاق تر بود و من در یک دوره یک ماهه، می توانم بگویم 6-7 کیلو اضافه وزن پیدا کردم برای اینکه به آن نقش بخورم. آقای حاجی میری و آقای کریمی اعتقاد داشتن که این زن باید پر باشه، چاق باشه، قب قب داشته باشه و سنش باید بالا باشه. نمی خواهم بگویم که حرکت بازیگران هالیوودی را انجام دادم، ولی کمتر کسی در ایران پیدا می شود که چنین کاری را بکند و یا اینکه چهره خودش را زیر سوال ببرد. من واقعا این چیزها برایم مهم نبود و فقط می خواستم بهم بگویند بازیگر خوب، نمی خواستم بگویند چقدر خوشکله.(آرتمیس:فک میکنین منظورش خودشه ایا؟)

 

اسم تعدادی از هنرمندان روز را می بریم و شما هر چه می خواهید در موردشان بگویید :

مهران مدیری : یک طنز پرداز .

رضا عطاران : یک بازیگر و طناز .

باران کوثری : بازیگر جوان .

گلشیفته فراهانی : واقعاً یک بازیگر ، یک بازیگر خوب ، یک هنرمند خوب . یک بازیگر توانا .

محمدرضا گلزار : یک سوپراستار .

مهناز افشار : یک بازیگر سوپراستار .

بهرام رادان : آن هم یک بازیگر سوپراستار .

پس یعنی سوپراستار ولی بازی هم بلدند .

بله . 

آقای گلزار ...

خوب آقای گلزار می دانید اگر نظر شخصی من را بخواهید خب بازیگر خوبی است ولی بیشتر آن فیزکشان و آن ظاهرشان من احساس می کنم خیلی بیشتر به چشم می آید . به نظر من بازیگر خوبی است . همه ی ما حتی خود من ، که اوایلش حالا بازی شاید به چشم نیاید و فقط بگویند ظاهر خوبی دارد ، ولی آقای گلزار هم ثابت کرده است که می تواند بازیگر خوبی باشد .

سخن پایانی ...

خیلی خوشحالم که یک عده از جوانان با ذوق و عاشق هنر، با هم جمع شدن و می خواهند با هم یک فعالیت داشته باشند در عرصه هنر و هنرمندان سینما و تلویزیون این کشور دارند زحمت می کشند، آشنا شدم، یک مصاحبه با شما داشتم، خیلی خوب بود و این مصاحبه من، واقعا از صمیم قلب می گم، یک مصاحبه ای بود که یک مقدار فضایش فرق می کرد با مصاحبه های دیگر من ، به لحاظ اینکه فضای پرسش ها یک مقدار متمایز بود و این را به فال نیک می گیریم. انشا الله که یک سایت خبری خوب، بسیار فعال و مردمی داشته باشید و ما هم اگر کاری از دستمان بر می آید، بتوانیم کمک کنیم.

منبع: سینمای روز

 

 

 

 

آرتمیس:من موندم یک بشر تا چه حددددد میتونه اعتماد به نفس داشته باشه

قدرت خدا

 


+ نوشته شده در یکشنبه 1387/11/27ساعت 19:59 توسط آرتمیس |

بیوگرافی گروه Metallica : ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )

نام ومشخصات اعضای گروه Metallica :

 

نام: Jamez
نام خانوادگیHetfield:
تاريخ تولد:۱۳ آگوست ۱۹۶۳

محل تولد : لوس آنجلس
ساز تخصصی : گيتار و پيانو و( خوانندگی در متاليکا)
رنگ چشم : آبی
رنگ مو: بلوند
قد:۱متر و ۸۵ سانتی متر
وزن:۸۱ کیلو
تعداد فرزندان:۳ بچه
تعداد خواهر و برادر:دو خواهر بزرگ
اشعار و نيز آهنگسازی متاليکا به عهده ی جيمز می باشد.



نام : Lars
نام خانوادگیUlrich :
تاریخ تولد:26 دسامبر ۱۹۶۳

محل تولد:کپنهاک(دانمارک(
ساز تخصصی:درامز
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای روشن
قد:۱ متر و ۷۴سانتی متر
تعداد فرزندان:۲ بچه
لارس از اول تو اين گروه بوده او به همراه جیمز آهنگسازی متالیکا را بر عهده دارد .



نام: Kirk Lee
نام خانوادگی : Hammett

تاریخ تولد:18 نوامبر ۱۹۶۲
محل تولد:سانفرانسیسکو
ساز تخصصی:گیتار الکترنیک و لید گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای
قد:۱ متر و ۷۵ س
وزن:۶۹كيلو
تعداد خواهر و برادر:یک خواهر کوچک و یک خواهر و برادر بزرگ



نام : Robert
نام خانوادگی : Tujillo
تاریخ تولد:23 اکتبر 1963
محل تولد:کالیفرنیا
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:سیاه
قد:۱مترو ۷۵س
وزن:۸2 کیلو
تعداد فرزندان:ازدواج نکرده.
به جای جیسون آمده...



نام : Jason Curtis
نام خانوادگی : Newsted
تاریخ تولد:۴ مارس ۱۹۶۳
محل تولد:بتل کریک(میشیگان(
ساز تخصصی:باس گیتار
رنگ چشم:قهوه ای
رنگ مو:قهوه ای

 

نحوه تشکیل گروه Metallica :

 

در سال ۱۹۸۱ و به طور دقيق ۲۸ اکتبر نوازنده درام يعنی Larse Ulrich از طريق آگهی روزنامه پيشنهاد تشکيل يک گروه هوی متال را ميدهد که از طرف James Alan Hetfield نوازنده گيتار و خوانده پاسخ مثبت می گيرد .لارس در ۲۶ دسامبر ۱۹۶۳ در کپنهاگ دانمارک و جيمز در ۳ آگوست ۱۹۶۳ در لس آنجلس به دنيا آمده بودند . آنها برای گروه کاملا شکل نگرفته خود نام Metallica را انتخاب کردند .



آنها برای انتخاب اعضای مناسب گروهشان دست به ساختن چند قطعه آزمايشی کردند . اولين کار آزمايشی اين گروه (کشتار آهنين) Metal Massacre در ژانويه ۱۹۸۲ با نوازندگی درام لارس , بيس و خوانندگی جيمز و تک نوازی گيتار ليودگراند به بازار عرضه شد . ولی در دومين قطعه آزمايشی آنان به نام (روشنايی را فراری دهيد) Hit the light تغييراتی در اين گروه صورت گرفت و به جای ليود گراند نوازنده ديگری به نام ديو ماستين Dave Mustaine نوازندگی گيتار را بر عهده گرفت و شخصی به نام (ران مک گاونی) نوازندگی گيتار بيس را بر عهده گرفت که با آمدن او جيمز به نوازندگی گيتار و خوانندگی مشغول شد .

پس از آن آنان برای اجرای اين قطعات به سانفرانسيسکو سفر کردند که تمامی اجراهای آنان در کلوپ های زيرزمينی سانفرانسيسکو صورت گرفت . پس از اين اجراها بود که گروه تصميم گرفت تغييراتی در خود به وجود بياورد و تمام نقاط ضعف خود را تقويت کند . از اين رو شخص جديدی به نام (جف وارنر) J.Warner به جای ران مک گاونی وارد گروه شد ولی اين عضو جديد هم نتوانست رضايت لارس و جيمز را جلب کند و پس از مدتی از گروه کنار گذاشته شد . سرانجام در اواخر سال ۱۹۸۲ شخصی به نام (کليفورد لی برتون) Clifford Lee Burton متولد ۱۵ فوريه ۱۹۶۲ در کاليفرنيا که پيش از آن در گروه Truma فعاليت می کرد به گروه پيوست و با آمدن او گروه پيکره اصلی خود را پيدا کرد و آنان در ماه مه ۱۹۸۳ اولين آلبومشان را با نام (همه آنها را بکشيد) Kill em All را به بازار عرضه کردند . پس از به بازار آمدن اولين آلبوم مشکلاتی در گروه به وجود آمد که نتيجه آن اخراج ديو ماستين از گروه بود که ديو ماستين بلافاصله پس از اخراج از گروه دست به ايجاد گروه رقيبی به نام (مگادث( Megadeath زد .
پس از اخراج ماستين شخصی به نام (کرک همت( Kirk Hammet متولد ۱۸ نوامبر ۱۹۶۲ در سانفرانسيسکو که سابقا در گروه Exodus فعاليت داشته وارد گروه شد که يکی از بهترين شاگردان (جوساتريانی) Joe Satriani استاد بنام و پر آوازه گيتار بود . همت اولين اجرايش در ۱۶ آوريل ۱۹۸۳ به خوبی درخشيد و به سرعت خود را با ساير اعضای گروه هماهنگ نمود . گروه در ۱۲ آگوست ۱۹۸۳ اولين اجرای زنده شان را در شيکاگو اجرا نمودند که بيشتر جنبه تبليغاتی داشت . سپس انها برای اجرای دومين آلبومشان بنام (سوار بر آذرخش) Ride the lighting راهی دانمارک شدند . ولی پيش از آن به انگلستان رفتند تا به همراه گروه ديگری به نام (تيوستد سيستر) Twisted sister دست به يک اجرای زنده بزنند . آنجا بود که آنان با شخصی به نام (پيتر منش) Peter Mensch که پيش از آن گروه Def Leppard را به شهرت جهانی رسانده بود آشنا شدند و برای اجرای دومين اثرشان با وی قرارداد همکاری بستند .



در اواسط سال ۱۹۸۴ دومين آلبوم اين گروه به بازار عرضه شد که در مدتی کمتر از جند هفته چيزی در حدود ۱۰۰۰۰۰ نسخه از اين آلبوم به فروش رفت که رکورد خوبی برای اين گروه تازه کار محسوب می شد . اين موفقيت باعث شد که کار اين گروه مورد توجه کمپانی های تهيه و تکثير آلبوم های موسيقی قرار گيرد که در ميان اين شرکتها موسسه موسيقی (الکترا( Elcatra موفق به بستن قرارداد با گروه شد
گروه پس از آن برای اجرای زنده راهی اروپا شد که از مهمترين اجراهای آنها ميتوان به فستيوال (مانستر آف راک) Monster of Rock در انگلستان و (متال همر( Metal Hammer در آلمان اشاره کرد . آنان همچنين در ۳۱ آگوست ۱۹۸۵ موفق به دريافت جايزه Gold به خاطر بهترين گروه در آمريکا شدند . پس از اين موفقيت ها گروه تصميم به تهيه سومين آلبومشان به نام (ارباب عروسکهای خيمه شب بازی) Master of Puppets گرفتند و به کپنهاگ دانمارک برگشتند . آنان اين آلبوم را در اوايل سال ۱۹۸۶ به بازار عرضه کردند که با موفقيت فراوانی مواجه شد . آنان سپس در ۱۵ جولای همان سال به همراه Phil Collins و Eric Clapton تصميم به اجرای کنسرتی گرفتند که در اين ميان بر اثر حادثه ای مچ دست جيمز شکست و کار گروه برای مدتی کوتاه متوقف شد . گروه به فعاليت خود ادامه ميداد تا اينکه حادثه ای وحشتناک باعث توقف فعاليت گروه شد . در ۲۶ دسامبر ۱۹۸۶ هنگامی که گروه قرار بود در کشور سوئد به همراه گروه Anthrax به اجرای برنامه بپردازند اتوبوس حامل اعضای گروه از جاده خارج شد که بر اثر اين حادثه فردای آن روز يعنی ۲۷ سپتامبر کليف برتون بر اثر شدت جراحات وارده در گذشت . گروه به مدت دو ماه دست از کار کشيد حتی تا مرز انحلال پيش رفت تا اينکه جوانی به نام (جيسون نيوستد) که پيش از آن در گروه Flotsam & Jetsam فعاليت داشت به جای برتون وارد گروه گرديد.



کار جديدی که آنان پس از آمدن عضو جديدشان به بازار عرضه کردند (...و عدالت برای همه) نام داشت And Justice For All که دستگاه بيمار قضايی و عدالت کور جامعه آمريکا را زير سوال برده بود . آنان با طرحی که بر روی اين آلبوم گذاشتند نشان دادند که حرف اول را پول در اين جامعه ميزند و همانطور که در اين طرح مشاهده می شود الهه عدالت با چشمان بسته و ترازويی با کفه های پر از پول مشغول اجرای عدالت است
اين گروه پس از اجرای در حدود ۱۲۰ کنسرت ناگهان در اواخر سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۸۹ در سکوت غير منتظره ای فرو رفت . اين سکوت تا اواسط سال ۱۹۹۱ ادامه داشت تا اينکه در ۱۲ آگوست آن سال گروه با بيرون دادن آلبوم ديگری به نام (سياه) Black دوباره قدم به عرصه موسيقی گذاشت . اين آلبوم شکوه و زيبايی يک کار گروهی را در موسيقی نشان می دهد . تمامی ترانه های اين آلبوم از آهنگ تند و سرعتی (ورود مرد شنی) Enter Sandman تا ترانه های سنگين (هيچ چيز ديگری اهميت ندارد) Nothing else Matter و (نابخشوده) Unforgiven همه و همه پر از تکنيک و سولوهای زيبا و متفاوت با يکديگرند . آنان برای تهيه اين آلبوم حدود ۱۱ ماه در استوديو مشغول کار بودند و نتيجه اين کار شبانه روزی آلبومی شد که چيزی در حدود ۵ سال جزو پر فروشترين آلبوم های موسيقی جهان محسوب می شد و در حدود ۱۰۰۰۰۰۰۰ کپی رسمی از اين اثر در سرتاسر جهان به فروش رسيد .



آنان از آگوست ۱۹۹۱ تا ژوئيه ۱۹۹۳ اقدام به برپايی بيش از ۴۰۰ کنسرت در سرتاسر جهان نمودند و اولين اجرای آلبوم جديدشان را در Madison Square Garden برای هزاران تماشاچی مشتاق به صورت رايگان انجام دادند . يکی از بهترين اجراها کنسرت بزرگی به مناسبت در گذشت (فردی مرکوری) خواننده مشهور گروه (کوئين) Queen بود که به همراه گروه های ديگری چون Gun,n Roses و ديگر اعضای گروه کويين اجرا شد که بليط های اين کنسرت به نفع بيماران مبتلا به ايدز فروخته شده بود . پس از آن گروه از فعاليت خود کاست و به استراحت پرداخت . در اين زمان شايع شد که گروه قصد دارد به کار پايان دهد تا اينکه در سال ۱۹۹۶ گروه با ارائه البوم جديدشان به نام (بارگيری) Load به شايعات پايان دادند که از لحاظ سبک و محتوای اشعار باز هم کاری متفاوت محسوب می شود . آنان در سال ۱۹۹۷ کار ديگری به نام (بارگيری دوباره) Reload را نيز به بازار ارائه کردند که به گفته اعضای گروه مکمل کار قبلی آنها محسوب می شود . در اوايل سال ۱۹۹۸ گروه کار ديگری به نام (روزهای همکاری در گاراژ) Garage Days Inc را به بازار عرضه نمود . اشعار اين آلبوم که شامل ۲۷ ترانه می باشد متعلق به گروه های ديگر است که توسط گروه متاليکا بازخوانی و اجرا شده است . درست يک سال بعد يعنی در ۱۹۹۹ گروه آلبوم جديد و کاملا متفاوتی به نام (سمفونی و متاليکا) S & M را به بازار ارائه کردند . آنان در اين آلبوم بيشتر کارهای قديميشان را بازنويسی کردند و برای اجرای اين البوم از يک ارکستر سمفونيک کامل استفاده نمودند که ميتوان گغت اين تنها خلاقيتی بود که آنان برای تهيه اين آلبوم به آن دست زدند . آنان در اين آلبوم تنها دو کار جديد به بازار عرضه نمودند که (انسان منفی) وMinus Human و (شبدر بدون برگ) No Leaf clover نام داشتند . از ديگر کارهای گروه ميتوان به تک اهنگ I disappear اشاره کرد .



در سال ۲۰۰۰ جيسون نيوستد از گروه جدا شد و جای او را اکنون Robert Trujillo پر کرده است که در روز ۲۳ نوامبر ۱۹۶۴ در کاليفرنيا متولد شده و مدتی در گروه آزبورن فعاليت داشته است و سر انجام آخرين آلبوم متاليکا که تاکنون وارد بازار شده است آلبوم (خشم مقدس) St.Anger است که در سال ۲۰۰۳ وارد بازار شده که باز هم دارای سبکی متفاوت با کارهای قبليشان است.
 www.metalbazy.blogfa.com :منبع

با تشکر از نویسنده ش


+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/26ساعت 23:51 توسط آرتمیس |

بیوگرافی گروه BACKSTREET BOYS ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )

نام گروه:
BACKSTREET BOYS(BSB)
تاريخ تشكيل: 1993-فلوريدا امريكا.
اعضاء گروه:
1-
NICHOLAS GENE CARTER
نام هنري:
NICK CARTER
اسامي مستعار:
NICKY-CHAOS-FRACK
تاريخ تولد: 28 ژانويه 1980-نيويورك.
قد: 183 سانتيمتر.
روابط مهم:
PARIS HILTON---2004.
برادر:
AaRON CARTER---خواننده.
موارد ديگر: وي آموزش غواصي نيز ديده است.
2-
ALEXANDER JAMES MCLEAN
نام هنري:
AJ MCLEAN
اسامي مستعار:
ALEX-MR.COOL-BONE
تاريخ تولد: 9 ژانويه 1978-فلوريدا امريكا.
موارد ديگر: وي در كـودكـــي مدل بوده است- وي به الكل
اعتياد مختصري داشته و از افسردگي نيز رنج ميبرد.
3-
BRIAN THOMAS LITTRELL
نام هنري:
BRIAN LITTRELL
اسامي مستعار:
BRI-B-B ROK
تاريخ تولد: 20 فبريه 1975-كنتاكي امريكا.
قد: 173 سانتي متر.
همسر:
LEIGHANNE LITRELL----ازدواج: 2000.
پسر:
BAYLEE سه ساله.
4-
KEVIN SCOTT RICHARDSON
نام هنري:
KEVIN RICHARDSON
اسامي مستعار:
BOO-TRAIN
تاريخ تولد: 3 اكتبر 1971 كنتاكي امريكا.
قد: 185 سانتي متر.
همسر:
KRISTIN RICHARDSON---ازدواج: 2000 .
موارد ديگر: وي مربي رقص نيز ميباشد.
5-
HOEARD DWAINE DOROUGH
نام هنري:
HOWIE DOROUGH
اسامي مستعار:
SWEET D-HOWIE D
تاريخ تولد: 22 آگوست 1973-فلوريدا امريكا.
قد:168 سانتي متر.
جوايز دريافتي:
WORLD MUSIC AWARDS-BILLBOARDS AWARDS
آلبومها:
1996/1997
Backstreet Boys:
1999
Millennium:
2000 :
Black & Blue
2001
The Hits: Chapter One:
2005
Never Gone:
شمار آلبومهاي بفروش رفته: 75 ميليون

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/19ساعت 0:36 توسط آرتمیس |

 

 

 نام : بریتنی

نام تولد : بریتنی جین

نام خانوادگی : سپیرز

) ( 12 آذر سال 1360December 02, 1981روز تولد :

محل تولد : کنت وود – لوییزیانا – امریکا

صورت فلکی : قوس – کماندار

قد : 163 سانتیمتر

وزن : 54 کیلو گرم

رنگ چشم : قهوه ای

رنگ مو : قهوه ای روشن

سایز کفش : 38 (اروپایی ) 8 (امریکایی)

اعضای خانواده : پدر : جیمی

مادر : لین

برادر بزرگتر : براین

خواهر کوچکتر : جیمی لین

دوست پسر : جاستین تیمبرلک --- جیسون گدرت

تنها بوسه : جاستین تیمبرلک

میزان تحصیلات : رقص حرفه ای در کالج نیویورک --- بازیگری حرفه ای در کالج هنری نیویورک

حرفه : خواننده ، بازیگر


در 2 دسامبر سال 1981 در Mccomb Mississippi" دختری به نام بریتنی جین اسپیرز به دنیا آمد.بریتنی از همان آغاز دختری بسیار فعال بود و همیشه دوست داشت که در مرکز توجهات باشد او می خواند و می رقصید و جیغ میزد و در اتاق های خانه در کنت وود لوییزیانا می دوید و بازی می کرد.

خانواده ی آنها از Lynne مادر او که معلم مدرسه بود و پدرش Jamie و برادر بزرگترش برایان و خواهر کوچکترش جیمی لین تشکیل شده بود.صمیمی ترین دوست او دختر عمویی به نام لورا لین بود که از بچگی با هم بزرگ شدند.بریتنی حتی قبل از اینکه بتونه کلمه ی مادرو بگه می خواند.وقتی که 4 ساله بود آمادگی اینو داشت که استعدادشو به دنیا نشون بده و مادرش که از این موضوع مطلع بود و سعی می کرد که در جهت شکوفایی استعداد اون هر کاری انجام بده اونو به کلیسایی فرستاد تا در گروه کر کلیسا بخواند و بریت از همونجا با استقبال مردم روبه رو شد.خانواده ی او دیگر از دستش خسته شده بودند تا جایی که لین می گفت : او همیشه بدون وقفه می خواند تا جایی که من عصبی میشدم و ازش می خواستم بس کنه و برایان هم می گفت :او مرتب در خونه راه میرفت و آهنگ" "Like a prayer مدونا را می خوند . در 5 سالگی آهنگ ""What child is this را برای جشن مهد کودکش اجرا کرد .
بعد از مدتی بریت به ژیمناستیک علاقه مند شد و مادرش هم مثل هر مادر دیگه ای که بهترین چبزا را برای فرزندشون می خوان اونو به کلاسی که 1 ساعت از خونه فاصله داشت می برد بریتنی اونقدر به این ورزش علاقه مند شده بود که اگه یک جلسه ی اونو از دست می داد گریه می کرد.اما بعد از مدتی احساس کرد که اینم اون چیزی نیست که واقعا می خواد.در یک عصر وقتی لین مشغول مطالعه ی روزنامه بود آگهی میکی موس کلاب را دید که برای پخش برنامه از کانال دیسنی به دنبال کودکانی برای اجرا می گشت.لین بریتنی را به اون مسابقه برد و بریت از بین 1000 کودک شرکت کننده به همراه 5 نفر دیگر به عنوان برگزیدگان برای انتخاب نهایی انتخاب شدند اما از اونجایی که بریت فقط 8 سالش بود انتخاب نشد.
یکی از مسئولان مسابقه که متوجه استعداد اون شده بود اونو به یک وکیل که بعدها مدیر برنامه بریت شد در نیویورک به نام "Larry Rudolph" معرفی کرد.بریتنی می گوید : خانواده ی من هیچ وقت مانع من نشدند و از من نخواستند که کاری را که دوست ندارم انجام دهم من همیشه اون کاری را انجام دادم که دوست داشتم.پس خانواده اش اونو با قطاری که نام شرکت اون Amtrak"" بود به نیویورک فرستادند و این سفر 2 روز برای بریت طول کشید بریتنی می گفت اولین سفر من به نیویورک واقعا هیجان انگیز بود تجربه ی جمعیت و مغازه ها و رستورانها همه و همه عالی بود.بریتنی در نیویورک به آکادمی هنرهای نمایش رفت تا خواندن و رقصیدنو یاد بگیره.وقتی که ده سالش بود (1991) در تئاتر معروف برادوی به نام Rutless"" در نقش یک دختر بچه شیطون با چهره ای با مزه بازی کرد. بعد از گذشتن 3 تابستون بریتنی به علت دلتنگی نزد خانواده اش بازگشنت و زندگی عادیشو دنبال کرد.توی سن 11 سالگی تصمیم گرفت تا دوباره در تست میکی موس کلاب شرکت کنه و خوشبختانه این بار پذیرفته شد و همراه جاستین تیمبر لیک و کریستینا آگیلرا و Jc به کار مورد علاقه اش یعنی اجرا پرداخت اما متاسفانه بعد از دو سال (اکتبر1994 ) این برنامه کنسل شد و بریت برای گذراندن دوران عادی دبیرستان به لوییزیانا بازگشت و در 15 سالگی عضو یک تیم بسکتبال شد.اما بریت این وضع زندگی را نمی پسندید پس دوباره با وکیلش تماس گرفت و به نیویورک برگشت و عضو یک گروه دخترانه به نام Innonsense" شد.لاری که متوجه استعداد اون شده بود به او پیشنهاد کرد تا کارشو انفرادی ادامه بده و یک کاست از صدای بریتنی را با آهنگی که خود بریتنی اون را " "dinky می خواند به جیورکوردز فرستاد"Jeff Fenster" صدای بریتنی را شنید و گرچه خیلی نوار با کیفیتی نبود ولی از همون به استعداد بریت پی برد بریتنی به منهتن رفت این بزرگترین شانسش بود و حالا مقابل 10 نفر از داوران جیورکوردز قرار گرفته بود گرچه عصبی بود اما نفس عمیقی کشید و آهنگ "I have nothing" ویتنی هیوستون را خواندجیو رکوردز که پس از گروه هایی که تشکیل داده بود مثل انسینک و بک استریت بویز و .. به دنبال یک خواننده ی تک خوان دختر بود همون موقع فهمید که فرد مناسب را پیدا کرده. اونها تصمیم گرفتند تا هر چه زودتر کار ضبط آلبوم بریتنی را در همون سال یعنی 1998 زمانی که بریت فقط 17 سالش بود شروع کندد "…baby one more time"و بریتنی به کمک "Max Martin" مشغول ضبط اون در طول بهار شد.ویدیوی "…baby one more time" در مدرسه ی Rydell High school"" فیلم برداری شد جایی که قبلا فیلم "Greace" هم اونجا ضبط شده بود.این ویدیو خیلی زود توی mtv که فقط آهنگهای برتر را نشون می داد انتخاب شد این آلبوم توی انگلستان و آمریکا بیشترین فروش را پیدا کرد و از همون آغاز توی صدر بودو بعدها بریتنی با فروش این آلبوم به همراه دیگر آلبوم ها Oops!..I Did it again , Britney ,In the zone ,Greatest Hits توانست عنوان ملکه ی موسیقی پاپ را از آن خود کند.بریتنی پس از ازدواج و جدایی عجولانه اش در ژانویه گذشته در سپتامبر با کوین فدرلاین یا فدرلین ازدواج کرد.


1-در اروپا آلبوم"…baby one more time" بریت جایزه ی پلاتینیوم را برای فروش بیش از 1 میلیون نسخه در هر کشور به دست آورد.2-بریتنی جوانترین فردی بود که بیش تر از یک میلیون نسخه از سینگلش توی اروپا به فروش رفته 3 -بریت اولین و البته جوانترین خواننده ی زن بود که در بیلبورد 200 تایی و هم چنین 100 اول شده بود و در سال 1999 بیشترین فروش را داشته بود. 4-"…baby one more time" آهنگ شماره 1 در آمریکا ، کانادا ، اروپا ونیوزلند و آهنگ شماره ی 2 در هلند و سوئد و نروژ و استرالیا بود.5- "…baby one more time" که توسط مکس مارتین نوشته شده بود اول قرار بود توسط TLC خوانده شود اما کمپانی تصمیم گرفته بود تا اونو گروه 5 یا بک استریت بخونه اما در نهایت مکس مارتین اونو به بریت داد.6-زنی که در ویدیوی "…baby one more time" نقش معلم را بازی می کرد یکی از دوستان صمیمی خانوادگی آنان بوده.7-مادر بریتنی به جای اینکه بریتنی را به طرز معمولی که نوشته می شود یعنی Brittaney بنویسد اونو همون طور که تلفظ می شود یعنی Britney ثبت کرد و جین که اسم میانی بریت است در حقیقت اسم مادر بزرگش بوده.8-قد بریت 162 متر است.9-فیلم مورد علاقه ی دوران کودکیش جادوگر شهر از بوده و بازیگران مورد علاقه اش Joshua Jackson ، براد پیت ، بن افلک ، تام کروز و جولیا رابرتز، مگ رایان ، جنیفر آنیستون و ساندرا بولاک است.10_ بریت تجربه ی بازیگری در فیلم Crossroad را هم داره. بریتنی اسپیرز Britney Spears را در هفته نامه تماشاگران دیدم. تیتر مطلب این بود "آلیس در سرزمین عجایب". چرا او در سرزمین عجایب است. بریتنی اسپیرز محصول کمپانی . روزی که آلبوم Baby One More Time منتشر هیچ کس فکر نمی کرد این آلبوم متوسط موسیقی پاپ تا این اندازه مورد توجه کمپانی ها و رسانه ها قرار گیرد. سن کم ، ته چهره مناسب و زیبایی رقص خصوصیاتی بود که می شد بوسیله آن توجه تینیجرهای آمریکا را جلب کرد. به زودی بزرگترین کمپانی های آمریکا شروع به تبلیغ این خواننده جوان کردند و به راحتی و ظرف چند ماه بریتنی تبدیل به یک سوپر استار شد. بریتنی نوجوان که از اقبال خود خشنود بود یکی پس از دیگری قراردادهای تبلیغاتی امضا کرد که در راس کمپانی های سرمایه گذار پپسی قرار داشت. (در آخرین تیزر تبلیغاتی پپسی بریتنی اسپیرز به همراه Pink و Beyonce و Enrique آهنگ We Will Rock You گروه اعظم کوئین Queen را می خوانند) اما مردم امریکا برخلاف اروپاییان بعد از مدتی سوپراستارهای این چنینی را فراموش می کنند و یا به دنبال محصولات جدید می روند و یا CD خوانندگان حقیقی را خریداری می کنند. تبلیغات خیره کننده برای آلبوم Oops I Did It Again باعث نشد تا این آلبوم فروشی خیره کننده داشته باشد و البته آلبوم Britney تیر خلاص بود به یک سوپر استار سوخته. در این سال ها تنها عاملی که سبب می شد بریتنی همچنان سر زبان ها باشد مسائل مربوط به رابطه او با جاستین Justin Timberlake اما بر اساس خصلت امریکایی و البته اصول تجارت کمپانی های بزرگ حاضر نبودند ار بریتنی بگذرند ، آنها احساس می کردند بریتنی پتانسیل بیشتری نسبت به گروه ها و خواننده هایی دارد که تا به حال روی آنها سرمایه گذاری شده بود و پس از مدتی حذف شده بودند.(مثل Spice girl ). به همین منظور به بریتنی فرصت داده شده است تا یک بار دیگر شانس خود را بیازماید. این بار با آلبومی که سرمایه گذاری عظیمی روی آن شده است و بزرگترین کمپانی های موسیقی و تبلیغاتی به همراه رسانه پشت سر آلبوم 2003 – 2004 بریتنی ایستاده اند و او را حمایت می کنند. این بار آنها از تمامی امکانات خود استفاده می کنند و هر روز دست روی مسائلی می گذارند که مخاطب بیشتری دارد تا آلبوم In The Zone بفروشد


از ماه ها قبل از انتشار آلبوم تبلیغات شروع شد ، Yahoo و Rolling Stone و MTV هر روز خبری در مورد مراحل پیشروی در ضبط آلبوم منتشر می کردند. MTV در مراسم برترین ویدئو های سال خود از او دعوت کرد در حالی که هیچ مناسبتی ندارد خواننده ای که هیچ کاری در این سال نکرده است در همچین مراسمی بخواند. و در این مراسم بود که افتضاحی به بار آمد که کم و بیش از جزئیات آن اطلاع دارید. مدونا ملکه موسیقی پاپ !!! در هنگام خواندن آهنگ Hollywood بریتنی و کریستینا آگوئیلرا را بوسید تا جنجال بزرگی آغاز شودآلبوم جدید بریتنی منتشر شد.
Me Against The Music ویدئو بود که بریتنی انتظار داشت با توجه به ماهیت آن و جنجال پیش آمده در مراسم MTV فوق العاده خبر ساز شود ما با توجه بی نهایت بد بودن آهنگ و بی مفهوم بودن شعر هیچ توفیقی نصیب او نشد و تنها شبکه های اروپایی بارها و بارها این ویدئو را پخش کردند.
بله آلبوم In The Zone یکی از بی مفهوم ترین آلبوم های منتشر شده در سال های اخیر امریکاست. شعرهای بچه گانه یا بهتر بگویم احمقانه به همراه آهنگ های تماما دیجیتالی که ذره ای ارزش هنری ندارند In The Zone را به بدترین آلبوم بریتنی بدل کرده است.
I was shaking my *** in the streets this morning
Just walked in and it's early morning
Bump, bump till the break of dawn and
It don't stop till the early morning
در آلبوم های قبلی بریتنی آهنگ ها برای رقص ساخته می شدند و البته آهنگ های مناسبی برای رقص های مخصوص بودند و برای بریتنی که می خواست در رقصیدن جای مایکل جکسون را بگیرد تجربه های خوبی به حساب می آمدند. اما در این آلبوم آهنگ ها حتی به درد رقص هم نمی خورند تا جایی که ویدئو آهنگ Me Against The Music به شیرین کاری های مدونا اختصاص یافته است. به همین دلیل است که بریتنی در کنسرت میامی خود کمتر از آهنگ های این آلبوم استفاده کرده است.
البته با توجه به حجم تبلیغات رسانه ها و ارزان بودن ، آلبوم فروش نسبتا خوبی داشته است ولی بر خلاف براوردها تنها یک هفته در صدرجدول بیلبورد ماند.
در مجموع می توانم این آلبوم را یکی از ضعیف ترین آلبوم های منتشر شده است اما من هیچ گاه دیدگاهی یک طرفه به آلبوم ها نداشته ام. هر آلبومی نقاط قوتی دارد و In The Zone هم از این قائده مستثنی نیست و این بخش کار فارغ از پیشینه تاریخی است در بالا آمده است. چند سالی است که موسیقیدانان غرب خصوصا پاپ کار علاقه خاصی به تم شرقی نشان می دهند و شاید این آلبوم بزرگترین تلاش برای ارائه یک آلبوم مدرن پاپ با تم تمام شرقی باشد. این مساله هر چند که در این آلبوم ضعیف اجرا شده است ولی تجربه خوبی برای بریتنی است. شاید عاملی که سبب به هم خوردن تم شرقی کار شده است لحن صدای بریتنی باشد که به دلیل جذب مخاطب لحنی سکسی برای آهنگ ها انتخاب کرده است.
در مجموع آهنگ های Toxic و Everytime کارهای زیبای این آلبوم هستند که برای هر دوی آنها ویدئو ساخته شده و البته ویدئو Toxic قشنگ از آب درآمده است. مخاطبان این آلبوم در کشور ما تا به حال علاقه مندان به موسیقی دیجیتالی بوده اند. اما به عقیده من بریتنی پایان غم انگیزی برای خود رقم زده است. این آلبوم آن چیزی نبود که بتواند او را از انزوا در بیاورد در حالی که ستاره های دیگری قد علم کرده اند. بریتنی تا به حال جایزه گرمی نبرده است و شاید بردن چنرین جایزه گرمی در سال 2004 فرصت بازگشت را برای او فراهم کند.


+ نوشته شده در شنبه 1387/04/15ساعت 16:8 توسط آرتمیس |

بیوگرافی رضاپیشرو ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )
رضا ناصری(البته من شنیده بودم نظری) متولد سال 64 (( البته خیلها مگن متولد 68 هست و بخاطر … سنش 64 میزنه.
ولی ما به اکثر توجه میکنیم بی خیال… )) معروف به رضا پیشرو از سال ۸۰ شروع به رپ کردن با لقب رضا 3pac کرد
.

رضا تو ۲ سالگی مادرش با مردی ازدواج میکنه که پسری که به دنیا میاد علی داداش کوچیک رضا و ناتنیش میشه.

رضا تا ۱۰ سالگی با مامانش و بابای ناتنیشو علی داداش کوچترش تو هفت حوض نارمک زندگی میکردن تا وقتی که بابای ناتنیش به خاطر سرطان خون سال ۷۶ از دنیا میره که مامانش مجبور میشه خونه رو بفروشه و به نظام آباد منتقل کنه.
سال بعدش به خاطر فوت پدر خونه رضا ترک تحصیل میکنه و میره تو بازار برای کار
.
سال ۷۹ هم علی به دنبال رضا درسو ول میکنه و میره کلاس های آرایشگری که شاید بتونه به کمک عموش بره دبی آرایشگر بشه
.
رضا سال ۸۰ با کارای زیرزمینی رپ آشنا میشه و کم کم خوشش میاد ومیره دنبال کسایی که دارن اینکارارو میکنن ( اون زمان فقط سروش تو گرگان هژیر و شایان تو تهران رپ میکردن و ابلیس چند ماهی بوده که تو مشهد …) اول رضا میره که با شایان و هژیر اینا دوست بشه و بتونه شاید با این کارا خودشم یه آهنگی بده که شایان و هژیر قبول نمیکنن و رضا یه بار که ابلیس و بچه هاشون اومده بودن تهران گیرشون میاره و پاپیج میشه که منم میخواستم رپ خون بشم
.
در هر صورت یه ترک با کیفیت خیلی پایین و شعر خیلی ضعیف با ابلیس مشترکا بیرون میدن

سال ۸۱ رضا کنار میزنه از رپ و دوباره میره سر کار تا سال ۸۲ که دوباره سر یه کل کلایی با دوستاش وارد رپ میشه و شروع به کار جدی کردن میکنه
.
سال ۸۳ یه ۶ تا ترک با آهنگهای دزدی و تکست و شعر های خیلی ضعیف که اکثرش فقط فحش و شاخ بازی بود بین دوستاش پخش میکنه

 سال ۸۴ که آلبوم امزیپر بیرون میاد و زدبازی هم تازه گل کرده بود و هیچکسم آهنگای بهتری خونده بود رضا موضوع های بهتری واسه خوندن گیر میاره و شروع به نوشتن شعرهای بهتر و قوی میکنه بعد از چند وقت با بچه های ۰۲۱ آشنا میشه و قاطی اینا میشه و چند تا آهنگ رو ریتم و بیت دزدی ولی با شعرهای بهتر و برای اولین بار تو استادیو میخونه.ولی جایی پخش نمیکنه.
آخرای سال ۸۴ رضا به فکر کارا و موضوع های نو و اسم جدید میشه و اول اسم رضا کینگ رو انتخاب میکنه ولی بعد از ۴ هفته که میبینه شعرهایی که نوشته قشنگ شده و داره یه تغییراتی تو کاراش میده با مشورت سروش هیچکس اسم پیشرو رو انتخاب میکنه
.
تمام فروردین و اردیبهشت سال ۸۵ رو رضا شب تا صبح روی شعر و آهنگای جدید و موضوع های بهتر و وضبط کاراش کار میکنه و آلبومی ۱۰ ترک به نام واقعیت به بیرون میده که توش از هیچکس و تتلو و تهی و ابلیس کمک میگیره
.
قبل از پخش کامل آلبوم به صورت دست به دست با پیشنهاد سروش اسم آلبوم به آلبوم ۰۲۱ تغیر میکنه و ۱۴ ترک میشه که سروش . تیغه و چند نفر دیگه رو واسه کارای این آلبوم معرفی میکنه که ۱ ترک از تیغه و ۳ ترک دیگه با حضور رضا و دوستاش ( مهدی قاتل - اس بی و .. ) به همراه این آلبوم بیرون میاد و کامل تو سطح تهران پخش میشه.ولی رضا اسم آلبوم واقعیت رو از بین نمیبره و کارای جدیدشو به نام ترک هایی از اون آلبوم ( واقعیت ) بیرون میده
.
بعد از مدتی که با تتلو کارای آر اند بی و رپ بیرون دادن که سبک جدیدی بود و آهنگهای زود پخش شد شروع به دادن آهنگای جدید با همون اعضای آلبوم ۱۴ ترک ۰۲۱ شد که ۱۵ ترک دیگه هم به آلبومش اضافه کرد و آلبومش رو تمام کرد ولی به صورت یکه آلبوم رو بیرون نداد و تک تک آهنگهارو بیرون میداد که یکی از دلایل معروفیتش هم همین بود.


 


+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/04/12ساعت 21:49 توسط آرتمیس |

بیوگرافی کامران و هومن ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )

کامران وهومن جعفری دو برادر که درتهران (گیشا) به دنیا اومدن که البته یه خواهرهم دارن به اسم کتایون که از

هر دوشون کوچکتر واز نظرقیافه خیلی شبیه هومنه خوب کامران متولد۲۵نوامبر۱۹۷۸ وهومن متولد۲۳نوامبر

۱۹۸۰است همون طور که گفتم در تهران بودن تا زمانی که کامران ۱۲سالش بوده واز ایران به کانادا میرن

مدتی در مونترال بودن سپس به ونکوور میرن وهمون جا هم درس میخونن و بزرگ میشن درهمون

ونکوور هم با رامین زمانی آشنا میشن و به گفته خود کامران وهومن رامین مثل برادر بزرگشون

هردو از همون بچگی عاشق موزیک بودن وکامران چون بزرگتر بوده بعدازاتمام تحصیلات کار موزیکو

شروع میکنه ودر کانادا با گروههای مختلفی کارمیکنه طبق گفته خود کامران زمانی که یه جا برنامه داشتن

به مسئول اونجا میگه برادر من صداش خیلی خوبه بذارین بیاد و بخونه بالاخره راضی میشن که هومن بیاد

و بخونه ولی وقتی هومن و که اون زمان تازه ۱۵ سالش بوده رو میبینن با اخم به کامران میگن مگه بچه

بازیه؟! مدتی میگذره و هومن هم درسشو درزمینه موسیقی بخصوص پیانوادامه میده در این زمان کامران با

گروهی بنام پرواز با دو نفر دیگه که الان هرکدوم از هنرمندای محبوب ومشهورما هستن به نام فریدون

وهنگامه کار میکرده و همین موقع بود که گروه بلک کتس و کنسرتشون در ونکوور سرنوشت کامران و

هومن و به کلی تغییر میده داستان اینطور شروع میشه که کامران بعد از اتمام کنسرت با شهبال شبپره

موسس کروه بلک کتس راجع به خودش و هومن صحبت میکنه و شهبال هم وقتی علاقه کامران وعشقش

وبه موسیقی میبینه میگه باید تموم کارهات وببینم وبه این ترتیب کامران تصمیم میگیره که موزیک ایران

را که با گروه پرواز خونده بود به صورت موزیک ویدئو در بیاره سپس کامران وهنگامه وفریدون موزیک

ویدئو زیبای ایران ومیسازن کامران خاطره بامزه ای از ساختن این ویدئو تعریف میکنه: "در این موزیک

ویدئو بچه هایی با لباس سفید درحال دویدن هستن وچون هومن هم که اون زمان تقریبا بچه بوده قرار بوده

که اونم با اون بچه ها بدوئ ولی وقتی کارگردان دستئور حرکت میده هومن میگه من نمیام من نمیتونم همه

تعجب میکنن ولی وقتی خوب نگاه میکنن میبینن که همه بچه ها تا کمر هومن هستن یعنی هومن قدش از

همشون بلدتربوده."خلاصه شهبال از این ویدئویی خوشش میادو بهشون میگه باید کارشون وبصورت زنده

ببینه بالاخره شهبال میره خونه کامران وهومن،رامین زمانی هم اونجا بوده وبا هم میرن تو اتاق هومن

رامین با گیتارش آهنگ نرو و میزنه وکامران میخونه٬ هر دوشون خیلی هول شده بودن هومن میگه من

که اصلا نمیدونستم جی باید بگم کامران با خنده میگه : " هی میرفت و هی میومد و میگفت

سلام فکر کنم تا وقتی که شهبال خونمون بود هومن ۲۰با ر بهش سلام کرد"هر دوشون غش کردن از

خنده.خلاصه شهبال از این دو داداش گل خوشش میاد واونا روبه گروه جاودانه بلک کتس دعوت میکنه وبه

این ترتیب کامران وهومن میشن خواننده رسمی گروه گربه های سیاه.آهنگی که قرار شد برای اولین

آلبومشون بخونن آهنگ سوگند ساخته آقای رامین زمانی بوداین اولین باری بود برای هومن که میخواست

بره تو استدیو وبخونه احساس هومن ودر اون زمان از زبون خودش میشنویم:"من خیلی ناراحت و عصبی

بودم وهمش به کامران میگفتم این آهنگ خیلی قشنگه ولی نمیدونم من میتونم اون طوری که باید اجراش

کنم یا نه!بعد دیگه با کامران خیلی تمرین کردم" کامران در ادامه میگه:"هومن جان جای تعریف نباشه

عالی بودخیلی خوب از پسش بر اومدی"بعد با خنده میکه:"داداش گلمه بهش افتخار میکنم" ...

کامران وهومن چه جور آدم هایی هستن؟!

کامران وهومن خیلی همدیگرو دوست دارن هومن به عنوان برادر کوچکتر همیشه احترام کامران رو نگه

میداره و کامران هم به عنوان برادر بزرگتر خیلی هوای داداش کوچکتر از خودش رو داره و در تمامی

زمینه ها حمایتش می کنه کامران از دختری خوشش میاد که اولن ایرانی باشه چون به گفته خودش من

عاشق دخترهای ایرانی هستم و دختری باشه که توی اجتماع رفت و آمد کنه یک ذره هم شیطون باشه .

هومن هم از دختری خوشش مییاد که از عشق نترسه و بدونه که هنرمند بودن کاره سختیه.

کامران با خنده میگه : "یعنی درکش کنه" هومن هم میخنده و میگه :" آره

یعنی درکم کن . هومن از تمام غذا ها فسنجون و همبرگر و کامران قرمه سبزی را دوست داره

و در آخر اضافه کنم جریان ورود کتی به ویدئویی اون با من از این قرار بود : که کتی با کامران و هومن

میره برای ضبط ویدئو و کارگردان که کانادایی بوده به کامران و هومن میگه باید توی این ویدئویی چند تا

دختر هم باشن که برقصن چون میگه سینیوریتا و حدود۰ ۳-۲۰ تا دختر بودن که میرقصن و کتی هم

بینشون بوده و کارگردان به همه میگه شما از تصویر خارج بشین فقط تو بمون (یعنی کتی) میگه اسمت

چیه اون هم میگه کتی کارگردان نمیدونسته که خواهر کامران و هومنه وقتی میفهمه خیلی تعجب میکنه

بهش میگه یه بار دیگه برقص وقتی کتی خودش تنهایی میرقصه همه خیلی خوششون میاد و پا میشن براش

دست میزنن خود کامران و هومن هم نمیدونستن که خواهرشون این قدر قشنگ میرقصه و خیلی تعجب

میکنن

 

کامران در یک نگاه

نام : كامران جعفري

تاريخ تولد 25 نوامبر1978   

محل تولد:تهران

رنگ مو : سياه

رنگ چشم: قهوه اي

محل زندگي: وودلند هيلزلوس انجلس

ملقب:كامي

حيوان مورد علاقه: ببر چيني

زبان: فارسي . ا نگليسي . فرانسوي . و تا حدودي تركي

خواندن به زبان هاي: فارسي . انگليسي . اسپانيايي . عربي . تركي . فرانسوي

ورزش هاي مورد علاقه: هاكي . فوتبال . بسكتبال

اوقات فراغت به چه كارهايي مي پردازه: نواختن پيانو. ساختن موزيك . رقص . ورزش

و مقداري از وقتش رو مي زاره كه با برادرش هومن به سينما بره

كارهاي مورد علاقه: خوانندگي . بازيگري در صحنه هاي نمايش .

كاري كه از اون نفرت داره: هر چي كه به نفسش ضرر برسونه

.

.

.


هومن در یک نگاه

نام:هومن جعفري

تاريخ تولد1980/11/23

مكان تولد : تهران

ملقب به هامي هومي

محل زندگي:وودلند هيلتز كاليفر نيا

سر گرمي هاي هومن: نواختن پيانو .

ورزش هاي مورد علاقه : فوتبال _ هاكي_بسكت بال_ كشتي

كارهاي مورد علاقه: خوانندگي_بازيگري در صحنه هاي نمايش

كاري كه از ان نفرت دارد: رنجاندن ديگران

ماشين: BMW مشكي

هنر پيشه هاي مورد علاقه: ال پاچينو_ روبرت دنيرو _ رابين وليامز _ زتا جونز

برنامه ي مرد علافه: برنامه هاي كمدي و طنز

خواننده ي مورد علاقه: مايكل جكسون _ اليكا كيس _ ماني موره

اهنگ مورد علاقه از گروه بلك كتس_ نرو _ ليلي _اي يار

رقص مود علاقه: رقص و موزيك غربي كه مخصوص مايكل جكسون است(ایول...میگم یه نسبتی باهاش دارم)

عکسهایی از کامران و هومن:

 


+ نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 13:37 توسط آرتمیس |

مرلین منسون Marilyn Manson ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )

 

مرلین منسون خواننده مایه داری که جنجال های زیادی در جهان موسیقی متال به وجود آورده است او در بین جهانیان القاب وبحث های گوناگونی دارد بعضی ها او را شیطان بزرگ می نامند بعضی ها به او فرستاده شیطان می گویند گروهی او را دلقک رنگ کرده ای می نامند که پول پارو می کند و برخی در موسیقی خشن متال به او چیزی بهتر از کوچولو نمی گویند. خیلی ها فکر می کنند او فقط یک شیطان پرست است ولی زود قضاوت نکنید او دارای مدرک استادی در رشته فلسفه است و انسان با سوادی است.


شاید اهدای لقب افتخاری (( کشیش کلیسای شیطان )) از سوی Anton Lavey به مرلین منسون, این شک را در همگان ایجاد کند که او شیطان پرست است, در صورتی که مرلین منسون هرگز خود را مقید به احکام آیین شیطان پرستی نمی داند و در بسیاری از موارد اظهار می کند که از هر دین و آیینی آزاد است
مرلین منسون اساس فلسفه آهنگ های خود را بر اعتراض بنا نهاده است ، به طوری که در این وادی از مرز ادب عبور کرده است و بی پروا در وادی زشتی و فساد قدم نهاده است. اما آنچه مرلین منسون را به خواننده ای مشهور تبدیل کرده است ، تنها سبک موسیقی گروه و فلبداهه خوندن اون در کنسرتهاشه که در نوع خود بی نظیر می باشد.
مرلین منسون متولد 5 ژوئن 1969 است. نام واقعی او برین وارنر ( Brain Warner) است. او در خانواده ای متوسط در کانتون زندگی می کرد نکته جالب اینکه او در یک مدرسه مذهبی ( مسیحی ) تحصیل می کرد. او در دهه 80 برای موسیقی راک نقد می نوشت و همگان در جریان ایراد گرفتن او از آزی آزبورن و کل کل مرلین با او و شکست آزبورن هستند. بگذارید برایتان به نقل از یک مجله داخلی بگویم که در جلسه کل کل این دو غول موسیقی راک مرلین در جواب سوالی از سوی آزبورن گفت کسی که خودش را برای موسیقی می کشد همان بهتر که زنده نباشد) و باعث شد که هم اکنون آزبورن خانه نشین شود. منسون در سن 18 سالگی به فلوریدا رفت و شروع کرد به نوشتن داستان و شعر و تلاش کرد که آنها را منتشر کند ولی به این کار ادامه نداد
بعد از آن با شخصی به نام Scott Mitchel ملاقات کرد که در آن موقع برای گروهی گیتار می زد, زندگی هنری منسون از آن زمان آغاز شد. نام گروه او که در سال 1990 آغاز به کار کرد ابتدا The Spooky Kids بود ولی بعد ها گروه او بی نام گشت و تنها نام مرلین منسون ذکر می شود. خانه او در لس آنجلس است که یک بار هم از آن به عنوان استدیو برای ضبط آهنگهایش استفاده کردند. منسون نامش را از مخلوط کردن دو نام آورده است. نام کوچک او یعنی مرلین را از نام بازیگر زن معروفی به نام Marilyn Monroe گرفته ونام منسون را از یک رهبر نه چندان معروف که ففط به خاطره خشن بودن شناخته شده بود گرفت
او در وقت های آزادش نقاشی می کند و شعر می نویسد همچنین او دارای یک کلکسیون از اعضای مصنوعی بدن انسان است و به این کار بسیاری علاقه دارد. اصطلاحی برای طرفداران منسون وجود دارد: Marilyn Manson Look که منظور از آن چشم منسون است که در آن لنز قرار دارد. به هر حال مرلین اولین آلبوم خود را در سال 94 با نام Smells Like Children ارائه کرد.

منسون خواننده ای است که در دهه 90 با ظهور ناگهانی خودش روح تازه ای در کالبد در حال زوال موسیقی راک دمید و با صدای سازهایی که بیشتر به صدای ارواح شبیه بود سبک تازه ای را به دنیای موسیقی معرفی کرد و بعد از این سبک مورد تقلید گروه های زیادی قرار گرفت.



منسون یک خواننده ی Antichrist و دارای فلسفه منفی باف در رابطه با دنیاست که شاید بی شباهت به فلسفه ی بودا برای ریاضت کشیدن و نیچه یا موریس مترلینگ نباشد


سبک موسیقی او بر خلاف افکاری که می گوین Black یا Death است سبک خاصی نیست و او سبک خویش را از Punk بازای بزرگ مثل Rob Zombie می گیرد. او با استیل خاص خودش طرفداران زیادی کسب کرده که دیده می شود در کنسرت هایش برای اوخودکشی می کنند. ولی همین استیل برای او منتقدان زیادی کسب کرده که در مصاحبه هایش که یکی از آنها با مایکل مور از منتقدان بزرگ آمریکاست و مدت ها پیش از شبکه یک ایران پخش شد می گوید که طریقه تیپ من برای این است که باطن پست انسان را به آنها نشان دهم وبگویم زیر آن لباس های زیبایشان چه چیزی وجود دارد.



عقاید او که همه آنها در موزیک های او به نمایش در می آید این را حاکم است که انسان پست ترین موجود خلق شده است و دیگر اینکه خود را خدا می نامد و می گوید هر کس خدای خویش است. او دشمن دین مسیح است تا جایی که در یکی از کنسرت هایش انجیل را پاره کرد. او برای خود گروهی نژاد پرست درست کرده است که خود رهبری آن را به عهده گرفته است. در ضمن او با سیاست های آمریکایی ها نیز مخالف است.
 

اینم اگه خواستین بخونین

This is new shit
Everything's been said before
There's nothing left to say anymore
When it's all the same
You can ask for it by name


 

Babble, Babble, Bitch, Bitch
Rebel, Rebel, Party, Party
Sex, sex, sex, don't forget the violence
Blah, blah, blah
Got your lovey-dovey sad and lonely
Stick your stupid slogan in
Everybody sing along
Babble, Babble, Bitch, Bitch
Rebel, Rebel, Party, Party
Sex, sex, sex, don't forget the violence
Blah, blah, blah
Got your lovey-dovey sad and lonely
Stick your stupid slogan in
Everybody sing along


 

Are you motherfuckers ready for the new shit?
Stand up and admit it, tomorrow's never coming
This is the new shit
Stand up and admit it
Do we need it? NO!
Do we want it? YEAH!
This is the new shit
Stand up and admit it


 

Babble, Babble, Bitch, Bitch
Rebel, Rebel, Party, Party
Sex, sex, sex, don't forget the violence
Blah, blah, blah
Got your lovey-dovey sad and lonely
Stick your stupid slogan in
Everybody sing along
Everything's been said before
There's nothing left to say anymore
When it's all the same
You can ask for it by name


 

Are you motherfuckers ready for the new shit?
Stand up and admit it, tomorrow's never coming
This is the new shit
Stand up and admit it
Do we need it? NO!
Do we want it? YEAH!
This is the new shit
Stand up and admit it


 

Now it's you-know-who
I've got the you-know-what
I stick it in the you-know-where
You know why, you don't care
Now it's you-know-who
I've got the you-know-what
I stick it in the you-know-where
You know why, you don't care
Now it's you-know-who
I've got the you-know-what
I stick it in the you-know-where
You know why, you don't care
Now it's you-know-who
I've got the you-know-what
I stick it in the you-know-where
You know why, you don't care


 

Babble, Babble, Bitch, Bitch
Rebel, Rebel, Party, Party
Sex, sex, sex, don't forget the violence
Blah, blah, blah
Got your lovey-dovey sad and lonely
Stick your stupid slogan in
Everybody sing along


 

Are you motherfuckers ready for the new shit?
Stand up and admit it, tomorrow's never coming
This is the new shit
Stand up and admit it
Do we need it? NO!
Do we want it? YEAH!
This is the new shit
Stand up and admit it
 
 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/03/02ساعت 21:12 توسط آرتمیس |

مصاحبه با كامرون كارتيو ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )
aval az har chizi begam ke man in matlabo az www.mohammad11.ir gereftam va harki bahash mosahebe karde az zaboone khodesh gofte banabarin gir nadin



 

البته ما می‌گيم کامران ولی اسمش در اصل کمرونه! که يک اسم خارجيه و هيچ ربطی به اسم فارسی نداره. کمرون کارتيو اسم مستعاريه که برای خودش انتخاب کرده و ديگه من‌هم زياد فضولی نکردم که ببينم اسم واقعيش چيه؟

روی صحنه
کمرون با دو رقصنده زن روی صحنه خوند و مردم البته اکثرا جوون‌ترها با آهنگ‌هاش هم‌صدا می‌شدن بخصوص سه تا آهنگ "ايرونی‌ام" ، "حنا" و "نای نی نای". بعد از اين‌که صحنه رو ترک کرد دوباره مردم دست زدن و برگشت و آهنگ "حنا" رو دوباره اجرا کرد البته جای " خالد" خواننده الجزايری درکنار کمرون خالی بود.

پايين صحنه

کمرون بچه آروميه و خيلی لبخند مشخصی داره، اول لب پايينش می‌خنده و بعد چشم‌هاش.
معلومه که زندگی پر فشاری داره چون هم روی بازوش برچسب نيکوتين (برای ترک سيگار) زده بود و هم چند پکی هم به سيگار می‌زد!

ويديوهای حرفه‌ای کمرون و توليد حرفه‌ای آهنگ‌هاش بين ايرانی‌ها خوب جا باز کرده، البته ناگفته نماند که کلام آهنگ‌هاش برای ايرانی‌ها ضعيف جلوه می‌کنه. ولی هدف کمرون بازار خارجيه و بنظر مياد که نگران موفقيتش دراين بازاره!

اينو می‌شه از تاخير در بيرون اومدن آلبومش و بازسازی بعضی از ويديوهاش (مثل "حنا") تشخيص داد. دليلش اينه که کمرون با شرکت سونی قرار داد بسته که خيلی‌ها آرزو به دلش هستن و بايد سنگ تموم بذاره وگرنه! اوخ اوخ.

پشت صحنه
پشت صحنه عده‌ا‌‌ی اتاق کمرون رو غرق دود سيگار کرده بودن! جوری که ديگه نمی‌شد نفس کشيد. ما هم با دوربين و با ميکروفن رفتيم به جنگ کمرون و داستان پشت آهنگ‌هاش. بعد از دو تا سرفه :

درود کمرون، مردم خيلی باهات روی صحنه کيف کردن.
آره من هم خيلی از اجرا برای ايرانی‌ها لذت می‌برم. از اين‌که آهنگ‌هام بين اين بچه‌ها گرفته خيلی خوشحالم. و می‌ديدم که آهنگ‌هامو با من زمزمه می‌کنن.

(اينجا من يک خرابکاری کردم!)

کمرون اين اولين کنسرتت برای ايرانی‌ها بود؟

نه بابا، اولين کنسرت من يک‌سال پيش بود در سوئد.

وقتی که کارتو شروع کردی، حتی يک زبون فرضی هم بوجود آورده بودی؟
آره، يه بار اين کارو کردم و همون يه بار بس بود. الان ولی فقط فارسی می‌خونم.

(بهزاد: حتما موقع اجرای زنده کلماتش يادش می‌رفته!)

نکته از مادر عروس: آرش (بروبرو) و کمرون دوست دوران دبستان هستن هر دو در سوئد بزرگ شدن و جالبه که هر دوشون اين سبک زبان فارسی ساده و موسيقی پاپ غربی رو راه انداختن.

ولی چرا فارسی؟ الان عربی مده، هم زبونش هم ريتمش!
الان تو موسيقی روز خارجی مهم نيست که کلام چيه و مردم بيشتر به ريتم و صدا توجه می‌کنن.

اتفاقا هم تو و هم آرش جزو اون نهضت "ما ايرانی هستيم و فقط فارسی می‌خونيم" هستين! و جالبه که به زبون سوئدی و انگليسی هم نمی‌خونين و حسابی سمج بازی در آوردين!
دمتون گرم.


( اينجا کمرون فکر کرد من قاطی کردم و نمی‌دونم که بقيه مصاحبه رو چطوری می‌تونم ادامه بدم! خوشبختانه خودش مصاحبه رو نجات داد و يک‌جوری اين حرف منو به يکی از آهنگ‌هاش که بين جوونای ايرانی تو سالن کنسرت کلن طرفدار داشت، هدايت کرد)
آهنگ "ايرونی ام" رو هم برای همين تو آلبومم ضبط کردم. می‌خواستم بقيه متوجه بشن که يک پسر ايرانی تونسته بين خارجی‌ها گل کنه. بنابراين اين الگوئی می‌شه برای خيلی‌های ديگه که اگه من به اينجا رسيدم اونها هم توانائی‌شو دارن. خيلی حساسيت داشتم که اين آهنگ تو آلبومم باشه چون ممکنه اين آلبوم اول و آخرم باشه.

تو آهنگ‌هات هلهله و ولوله هم می‌کنی ولی خوب به سبک خارجی پسند، مثل نا نا نای يا تو آهنگ "بارون" می‌گی : يائی يائی يه.
آره اين کلمه‌ها در ذهن شنونده خارجی بيشتز ثبت می‌شه و خوششون می‌ياد و در ضمن می تونه آنا احساس رو نشون بده و آدم رو شاد کنه. ولی ديگه همه چيزو استفاده نمی‌کنم. دقت می‌کنم چی بگم.

بارون

ويديوی بارون با اين‌که خيلی ساده است ولی خيلی سريع حس رو انتقال می‌ده و تا حدی آدم رو نگران می‌کنه يا می‌بره تو فکر. اينه که حدس زدم يک کاسه‌ای زير نيم کاسه اين آهنگه!
اين بارون درباره زندگی خودمه و سختی‌هايی که کشيدم. منظورم از اين آهنگ اينه که زندگی هميشه تابستون نيست و پاييز هم داره.

(اينجا ويديوی بارون رو جلوی چشمتون تصور کنين و بعد از ده ثانيه برين سر خط بعد)

وقتی که کمرون گفت "بارون" درباره زندگی خصوصيشه منهم فوری فرصت طلبی کردم و شيرجه رفتم تو سوالات تکراری و لازم، که مال کجائی؟

من در تهران بدنيا آمدم و وقتی که ۸ سالم بود با خانواده‌ام آمدم سوئد. اينجا درس خوندم و بزرگ شدم. برادر بزرگم (الک کارتيو که الان ويديوی پاپ می‌سازه) اهل موسيقی بود و دائما جلو دست و پام ارگ و گيتار و ساز بود. من هم خيلی جلب موسيقی شدم و از طريق برادرم رفتم تو کار موسيقی. اصلا خانواده‌ام اهل موسيقی و هنر نيستن و فقط ما دو تا برادر، افتاديم تو اين راه.

اينجا ما داشتيم فيلمبرداری هم می‌کرديم که انشالله تا اين مقاله تموم بشه ويديوش هم حاضر می‌شه، ولی يک‌دفعه برق اتاق قطع شد! چند ثانيه تاريکی مطلق بود تا کاشف به عمل اومد که يکی از خانم‌هايی که تو اتاق بود به کليد برق تکيه داده و چراغها رو خاموش کرده. شايد اين زياد مهم جلوه نکنه ولی اين اتفاق باعث شد که من سوال بعديم يادم بره! بنابراين از معروف‌ترين آهنگ‌هاش حرف زديم.
آهنگ "حنا" درباره دختريه که عاشق و دل‌باخته خالد بوده (خواننده عرب مقيم فرانسه) و من و مدير برنامه‌هام سينا، اين آهنگ رو برای خالد ساختيم و چيز خيلی خوبی هم شد.

الان هم از سفر کوبا ميام، اونجا ويديوی "حنا" رو دوباره ضبط کرديم. سه برابر ويديوی قبلی خرجش کرديم و اميدواريم که امسال تابستون اروپا رو بترکونه.

اين آهنگ "نی نا نای" هم خيلی باحاله، اين اسم کسيه يا چيزيه؟ توجيب جا می‌گيره؟
خوردنيه ؟ ...

بهزاد بيدار شو!

در اين حالت من متوجه شدم که رفته بودم تو عالم هپروت، و کمرون منو بهوش آورد!
اين نی نا نای يک‌جور شادمانيه و مربوط به دوره‌ای از زندگی من می‌شه که خيلی خوش بودم

بعدش چی شد؟
شاد تر شدم.

پس دوست دختر داری؟
نه!

راست می‌گی اين هم يکجور خوشبختيه! پس ليلی کيه (اسم يکی از آهنگ‌هاش)؟
همين‌جوری اين اسمو انتخاب کردم.

پس سندی کيه (اسم يکی از آهنگ‌هاش)؟

اينجا کمرون جوابی نداد! علتش هم واضحه اين سوالی بود که الان يادم افتاد که چرا ازش نپرسيدم!

اينجا روبوسی کرديم و بهش قول دادم که بزودی يک‌جور سوال جواب بين خودش و شما که دارين اين مقاله رو می‌خونين راه بندازم.

در ضمن آلبوم کمرون بيرون اومد و چيز باحاليه.

 


+ نوشته شده در پنجشنبه 1387/02/05ساعت 19:33 توسط آرتمیس |

امینممممممممممممممممممم ( بیوگرافی خواننده ها و بازیگران )


مارشال بروس مترز سوم نام کامل امينم است.مارشال يکی از دست پرورده های فوق العاده با استعداد پيشکسوت و بزرگ رپ يعنی Dr.Dre می باشد كه از سال ۱۹۹۹ تاكنون نامش به عنوان يكی از جنجالی ترين خواننده های رپ تثبيت شده است.امينم درك كنايه آميز و الفاظ برنده خود را با مهارت باور نكردنی اش تركيب كرده و با اين كار به تخليه عقده های كودكی پر رنجش پرداخته است.


می توان گفت كه موفقيتهای امينم از زمانی كه اولين اثر انفرادی خود را ۷ سال پيش به سمع و نظر Dr.Dre رساند به يك پيروزی سراسری در سبك رپ بدل شد.بحث و جدلی كه بر سر اشعار وی سر گرفته بهترين تبليغی است كه يك موزيسين می تواند برای آثارش ترتيب بدهد.ضمن اينكه او اولين رپ خوان سفيد پوست هم به شمار می آيد و اين در حالی است كه بسياری از رپ خوانهای سياه پوستی كه هوش و ذكاوتی بيشتر از او نداشتند حتی حاظر نبودند كه برای او جايگاهی قائل شوند.
و اين موضوع در اوايل فعاليت برای او تنش های بسياری ايجاد كرده بود تا جايی كه استعدادهايش هميشه تحت شعاع شخصيت رسانه ايش قرار گرفته است.شخصيتی كه مخلوطی از يك نابغه درگير سو ء تفاهمات و يك انسان شورشی است.هر كدام از اينها در جايگاه خود می تواند درست باشد ولی اگر از نگاهی ديگر بررسی كنيم امينم يك تاثير انكار ناشدنی و عظيم بر هواداران سبك رپ كه تماماً از سياهان تشكيل شده گذاشته است

بعد از مدتی مبارزات با رپ خوانهای سياه پوست و بردن از اکثر آنها چنان جنبه عامه پسندی انتخاب کرد که مردم می خواستند نام او را برای خودشان انتخاب کنند.ولی به يکباره عمويش که Ronnie نام داشت خود کشی کرد و اين کار انگيزه ای شد برای خروج موقتش از دنيای رپ.ولی مدتی بعد بازگشت و دريافت که چند رپ خوان ديگر از او برای تشکيل يک گروه دعوت کرده اند.همين موضوع باعث شد که او در سال ۱۹۹۵ اولين ريکورد تک آهنگی منتشر شود.
يک خواننده رپ به نام Proof که در طرف دوم يک تک آهنگ با او همکاری کرده بود چنان از کارش لذت برده بود که از او برای پيوستن به گروهش که D12 نام داشت دعوت کرد.گروهی شش نفره که هر کدام از اعضای آن حتی در اجراهای انفرادی هم به هم کمک می کردند.هر چند اولين آلبوم امينم به نام (Infinite)=(لايتناهی) روال يکنواخت هنری اش را شکست اما با اندک نقدهای خوبی روبرو شد.او در بسياری از پيامهايی را که می خواست به صورت مثبت ارائه کند در قالب اسليم شيدی (Slim Shady) يا لاغر مرموز روانه بازار کرد.يک شخصيت ساختگی مغرور اما اصلاح شده که از بيان هيچ احساسی هراس ندارد.امينم به تدريج احساسات محرمانه و درونی اش را در کارهايش وارد کرد.مثلا مادرش را در ترانه ها متهم کرد که آسيبهای روحی و روانی بسياری به او و برادر کوچکترش وارد آورده است.
وقتی آلبوم The Real SlimShady EP وحشيانه را منتشر ساخت بازار موسيقی با کاری ر روح اما متوسط،شاد و تفکر برانگيز روبرو شد و در روند کاری و نوشتاری او از همين درونمايه شکل گرفت.
اين ريکورد در جريان موسيقی زير زمينی اثر زيادی گداشت و نه تنها شيوه صدای تو دماغی خواننده بلکه رنگ پوستش او را به جنجالی باور نکردنی تبديل کرد.اگر چه امينم در آن مسابقه سال ۱۹۹۷ در لس آنجلس رتبه دوم را در شيوه خواندن بدست آورد آما باعث شد که استعدادهايش توسط Dr.Dre که به پدر رپ زير زمينی معروف است شناخته شود.

امکانات اجرا و ضبط نوار بعدی او تا دو ماه بعد ميسر نشد.او پی از آن کاری برای Dre فرستاده بود و دره هم مشتاقانه با او تماس گرفت و در روز ملاقات Dre به خاطر رنگ پوست امينم عقب نشينی کرد و بيش از هنر او از سفيدی پوستش غافلگير شد.
اما ظرف فقط يک ساعت به چنان تفاهمی رسيدند که شروع به ضبط ترانه My Name Is کردند که در پاييز ۱۹۹۸ امينم با يکی از همکلاسی های سابقش ازدواج کرد و در آن زمان با (Kid Rock) در «شيطان بدون دليل» شرکت کرد تا سرو صدای پيرامونش را بيش از پيش بلند کند.
The Real Slim Shady LP آلبومی با فروش عالی در اوايل سال ۱۹۹۹ بود که با موفقيت تک آهنگ My Name Is همراه شد و اين روند با مقبوليت ترانه Guilty Consience يا عذاب وجدان در سال بعد و در يافت جايزه Plantium برای امينم ادامه يافت.
پس از اين نمايش گسترده جنجالی بزرگ بر سر محتوای اين آلبوم برپا شد.برخی منتقدين نقدهای خشونت آميز و کارتونی برای آن نوشتند.در حالی که بسياری ستايشش کردند و آن را حرکت بر روی لبه تيغ همراه با طنزی سورئال ناميدند.
آلبوم The Marshall Matters LP در تابستان ۲۰۰۰ منتشر شد و با فروش نزديک به ۱ ميليون کپی در هفته اول انتشار آماری عجيبی را رقم زد به طوری که سريعترين فروش رپ در آن دوران لقب گرفت.با همه جنجالها آلبوم وی در صدر جداول ايستاد ولی اشعار تحريک آميز وی مثل «Kim» باعث شد تا زندگی مشترکش پايان بگيرد.امينم در جشن سالانه گرمي٬آلبومش نامزد چندين جايزه شد و منتقدان وی که او را با التون جان در يک اجرای دو نفره در مراسم مشاهده کردند ناچار به سکوت شدند.
در سال ۲۰۰۱ او همراه با چند تن از دوستان قديمی ديترويتی دوباره D12 را تشکيل دادند و آلبومی را روانه بازار کردند.در اواخر سال ۲۰۰۱ نيز او ا به جلوی دوربين گذاشت و در فيلم 8mile سينما را آزمود.
فيلمی با برداشتی ضعيف از زندگی خودش به کارگردانی هوادار غير قابل تصورش يعنی کرتيس هانسون.
آلبوم بعدی وی يعنی The Eminem Show بحث و جدل های اندکی آفريد ولی فروشی اعجاز آميز داشت که بهترين فروش را در دوران زندگی اش داشت.مخصوصا ترانه های I'm A Soldier٬Cleaning Out My Closet٬Superman٬Sing For The Moment و Without Me مه مورد توجه بسياری قرار گرفت.

حال چه می کند :

سپتامبر 2003:کار بر روی چهارمین آلبوم بلند.

نوامبر2004:البوم چهارم"تکرار"

اگوست2005:اعلام این مسئله که برای مدتی کوتاه به خاطر خانواده اش کار نخواهد کرد.

دسامبر2005:البوم جدید او که مجموعه ای از بهترین کارهای قبلی اوست وسه اهنگ جدید نیز در ان وجود دارد. "Curtain Call: The Hits" كه در سايت براي دانلود موجود است كاربران علاقه مند به امينم مي توانند آلبوم كامل را دانلود كنند.

سپتامبر 2006:جدید ترین آلبوم او ملقب به  The Re-Up که توسط شرکت ضبط موسیقی خودش Shady Records تهیه می شود.


+ نوشته شده در شنبه 1386/12/25ساعت 15:36 توسط آرتمیس |

مطالب پيشين